محمد حسن خان اعتماد السلطنه
151
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
مسكوكات جملگى مدور و مزبخر بالخصوص صفحات شمسى به طلعت همايون مزين و مصور گرديد . معتمد السلطان حاج محمد حسن تاجر اصفهانى مشهور به كنپانى « 1 » را در جميع جهات اين خدمت مليهء عامه چون دخالت تامه بود از دولت جاويد آيت امين دار الضرب لقب گرفت . الها تا در عالم از سيم و زر عين است و اثر روزگار اين شهريار در امتداد باد و آثارش در ازدياد . افتتاح مدرسهء مباركه دار الفنون ارباب تتبع و نظر و روات تواريخ و سير خبر داده و گفتهاند كه هنر و دانش در ايران زمين از روزگارى بس ديرين است ، چنان كه برخى از آثار علوم و صنايع صناديد اساتيد آن بر خرابات بلاد عتيقه و خلال جبال شامخه هنوز موجود است . اگر كسى بگويد كه ترقى علم و صنعت هردورهء هرمملكتى را از كتب و دفاتر آن عصر مىبايست دانست چنان كه كتابهاى زمان قديم به زبان هنود و لطين « 2 » و يونان دليل رواج كالاى دانش در آن امم است و علامت نفاق بازار بينش در آن ملل و ما از ملت فرس و اهالى ايران قبل الاسلام هرچه مىنگريم كتبى معتدبها نمىبينيم ؟ جواب آن است كه آثار قلميه و كتب علميه و صناعيهء ايران را دست حوادث سه بار عرصهء فنا ساخت . ( 1 ) آنچه را كه از قرنهاى پيش تا زمان دار ابن داراى كيانى در معبد چهل منارهء اصطخر فراهم شده بود به دست اسكندر كبير بسوخت ( 2 ) و آنچه مابقى كتابخانها در قصرهاى دولتى شوش و اكباتان و بابل و كومس و امثالها بود به سمت كرسى وطن خود مقدونيه حمل همى داد . ابوريحان بيرونى در آثار - الباقيه آنجا كه ذكر تاريخ فرس مىكند مىگويد « و تاريخهم فيما بينهم ينقسم من لدنه ( اى كيومرث ) اثلاثا فالاول منه الى قتل الاسكندر دارا و تسلطه على ممالك الفرس و نقل خزائن حكمتهم الى بلاده » ( 3 ) و هرآنچه از دوران اشكانيان و اكاسره يادگار بود طاهر ذواليمينين آتش زد . ولى مقارن اوايل مأت اسلام برخى از ملوك بنى اميه در شام و جمعى از خلفاء عباسيه در عراق بعضى از كتب فلسفه و حكمت وسطى را از لطينى و يونانى به لغت عرب ترجمانى فرمودند و رسوم علوم را تجديد همىخواستند . خواجه حمد الله قزوينى در « گزيده » گويد مأمون خليفه سيصد هزار دينار صرف اين كار فرمود و از آن تخمه حكماء بزرگ و فلاسفهء سترگ از ميان مسلمين ظهور كردند و دانشوران اسلام به دو شعبهء عظمى انقسام يافتند : يكى اصحاب منقول كه استناد ايشان به شرعيات است و ديگرى ارباب معقول كه اعتماد ايشان به حكميات و گروهى نيز از فحول جامع بين المنقول و المعقول گرديدند . ولى در جميع اين مآت
--> ( 1 ) - ( كمپانى ) ( 2 ) - ( - لاتين )