ميرزا مهدي خان استر آبادى
11
جهانگشاى نادرى ( فارسى )
پانزدهم محرّم سال هزار و صد و سى و پنج ، كه افاغنه بر اصفهان مسلّط گشتند ، اين واقعه نيز در همان روز در مشهد مقدس بوقوع پيوست ، و سررشتهء كار بدست الواط مشهد مقدس افتاد * و عليقلى خان نيز بساطى كه فروچيده بود برچيد * « 1 » تا آنكه در ماه جمادى الاولى همان سال الواط بخانهء عليقلى خان ريخته ، او را مقتول ، و اسماعيل خان را از حبس بيرون آورده ، باز بشغل حكومت مشغول ساختند . امّا از حكومت جز اسمى با او نبود و الواط خود برتق و فتق 106 مهمات مىپرداختند . چون حركات آن جماعت ناملايم طبع سپهسالار بود بملك محمود مراسلهاى قلمى « 2 » ، و او را تكليف بارض اقدس كردند . ملك محمود چنين روزى را از خدا خواهان ، و بتعجيل روانهء ارض اقدس گشته ، مسند تمكّن 107 گسترد . اگرچه الواط را مكنون خاطر آن بود كه در روز ورود ملك محمود با تمام كارش پردازند اما بمضمون اينكه : مصراع « همه جا دوش بدوش است مكافات و عمل » اين دفعه چرخ كينهجو طالب انتقام از ايشان گشته ، ملك را در تنبيه آن سركشان ديار بدانديشى ، دست پيشى داده : وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ . « 3 » 6 - در تتميم داستان محمود غليجائى و آمدن او بكرمان و اصفهان 108 : محمود ولد ميرويس در سالى كه با اسد اللّه جنگ كرد و او را بقتل رسانيد اين مراتب را بدولت صفويّه عرض ، و استدعاء كرد كه چون اين خدمت محض از راه هواخواهى آن دولت از من بظهور رسيده ، موكب پادشاهى از آن طرف عازم خراسان شود ، من هم از قندهار به سمت هرات حركت مىكنم ، تا از
--> ( 1 ) - در نسخهء « ب » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد ، ولى بجاى آن پس از كلمهء « افتاد » عبارت « بعد از چند روز » آمده است . ( 2 ) - « ب » : « مراسلهاى فرستاد » . ( 3 ) - قران كريم سورهء 2 آيهء 252 ، معنى : « اگر نياز داشت خداى بودى مردمان را بهرى ببهرى تباه گشتى زمين » .