ميرزا مهدي خان استر آبادى
9
جهانگشاى نادرى ( فارسى )
بودند ايل جارى كرده ، و با طايفهء زاخور 95 كه در حدود شكّى 96 سكنى دارند ، اتفاق ورزيده ، تمرد بنيان كردند . حسينعلى خان « 1 » حاكم شيروان با جمعيّت خود در صدد تنبيه آن جماعت درآمده ، بعد از ورود بمحال شكّى ، آن جماعت شبيخون آورده ، حاكم شيروان را با جمعى مقتول ، و بقيهء لشكرش از تله جسته اموال ايشان به تصرف آن طايفه درآمد . بعد از چندى حاجى داود نام مسكورى با احمد خان اوسمى قيطاق « 2 » 97 و سرخاى لكزى همداستان گشته ، اولا احمد خان حاكم قبه 98 را از ميان برداشته ، متوجه تسخير شيروان شدند . اما مقصود ايشان بحصول نپيوسته ، معاودت كردند . ثانى الحال حاجى داود بدون رفاقت اوسمى 99 آمده قلعهء شماخى 100 را متصرف و حسينخان بيگلر بيگى جديد شيروان را گرفته ، بقتل آورده ، و بضبط شيروان و نواحى پرداخت . بعد اين مراتب را بدولت عثمانى عرض و راه انتساب به آن دولت معدلت 101 اكتساب را گشود . از دولت عثمانى فرمان ايالت باسم حاجى داود صادر و سار و مصطفى پاشا بتمكن و امداد او مأمور گشته ، راه مدخليّت سرخاى مسدود شد . چون سرخاى در جمعيّت از حاجى داود بيش ، و بحسب قوت در پيش بود ، وسائل برانگيخته فرمان ايالت باسم خود حاصل نموده ، در آن نواحى رايت اقتدار برافراشت . و سار و مصطفى پاشا مأمور گنجه گرديد . [ 5 - تمرد و طغيان ملك محمود سيستانى ] ديگر تمرد و طغيان ملك محمود سيستانى است . توضيح اين مقال آنكه : در سال هزار و صد و سى و دو كه خبر قتل صفى قليخان سردار بدربار گردون مدار شاهى رسيد ، اسماعيلنام غلام « 3 » برتبهء سپهسالارى فايز ، و مأمور بتسخير هرات گرديده ، وارد ارض اقدس شد . چون ملك محمود
--> ( 1 ) - در « ب » و « و » اين اسم « حسنعلى خان » آمده است . ( 2 ) - در « و » باملاء قيتاق ضبط شده است . رجوع بتعليقات شود . ( 3 ) - در نسخ « و » و « ه » كلمهء « غلام » وجود ندارد .