ميرزا مهدي خان استر آبادى

6

جهانگشاى نادرى ( فارسى )

تقديرات يزدانى ، كه تغيير و تبديل را در آن راه نيست ، مقدّمهء قندهار به آن نحو شد « 1 » . عبد اللّه خان با ولد خود وارد هرات شده در آن اوقات ايالت هرات با عباسقلى خان شاملو مىبود . چون از ناصيهء حال عبد اللّه خان آثار فساد باطن ظاهر شد ، عباسقلى خان او را با ولدش محبوس ساخت . در خلال اين حال قزلباشيّهء هرات بعباسقلى خان شوريده ، او را بىدخل كردند . بعد از آنكه اين خبر بعرض امناى دولت رسيد . جعفر خان استاجلو را از دربار شاهى بايالت مأمور و روانه ساختند . مقارن اين امور اسد اللّه با پدرش از محبس فرار و بكوه دو شاخه 69 رفته ، شاخ سركشى برافراخت و بفكر جمعيت افتاده قلعه اسفزار 70 را تصرف ، و بعد از آن در يك فرسخى شهر با جعفر خان حاكم هرات جنگ كرده ، او را دستگير ، و شهر را محصور ساخت . بعد از چندى محصورين از امداد مأيوس گشتند ، و در خفيه و آشكارا راه سازش و طريق آميزش با افاغنه گشودند . در شب بيست و ششم ماه رمضان سال هزار و صد و بيست و نه هجرى ، چند نفر از قريهء بلدم 71 « 2 » من اعمال هرات كه در شهر محصور ، و در جزو با افاغنه همداستان بودند ، نردبانها ترتيب داده از سمت برجى مشهور به برج فيلخانه ، كه در درب عراق واقع است ، افاغنه را بالا ، و افاغنه تيغ استيلا كشيده ، به قدر امكان بقتل و غارت شهر پرداختند . بعد از تخليهء شهر از وجود قزلباشيه ، افاغنه اسفزار نيز آمده ، در شهر هرات توقّف ، و باندك وقتى كوسويه 72 و غوريان 73 و سرحدات مرغاب 74 و بادغيس 75 را تماما تصرّف كردند . پس اسد اللّه بفكر تسخير قلعهء فراه 76 ، كه در سال قبل به تصرف افاغنهء غليجائى درآمده بود افتاد . شبى على الغفلة ايلغارو با نردبان ببرج قلعه صعود كرده ، بپايمردى سلّم حيله بر فراز حصار مقصود برآمده ، آن ولايت

--> ( 1 ) - در « ط » جملهء « كه گذشت » را اضافه دارد . ( 2 ) - در « ح » ، « ط » : بلام . رجوع بتعليقات شود .