ميرزا مهدي خان استر آبادى

2

جهانگشاى نادرى ( فارسى )

مىچشانند . سرافرازى ده ديهيم 23 صاحب كلاهى ، شقّه 24 طراز 25 لواى 26 شاهنشاهى « 1 » ، شايستهء افسر و اورنگ قاآنيه ، قهرمان سلسلهء جليلهء تركمانيه ، ضرغام 27 الدهر 28 ، غضنفر 29 العصر ، الخاقان الاعظم ، و القاآن 30 الاكرم ، شهنشاه دوران ، تاج‌بخش ملوك ممالك هند و توران : نظم خديو جهان خسرو نامدار * نظر كردهء لطف پروردگار « 2 » ابو السيف سلطان نادر پادشاه افشار است ، كه يد بيضاء 31 نمايش در زرافشانى ، و طبع مهر آسايش 32 در ذره‌پرورى ، خورشيد اشتهار ، و مس قدر زمرهء ايلات از تأثير اكسير 33 تربيت و كيمياگرى آفتاب مكرمتش ، طلاى دست افشار 34 گشته . عنايت ازلى 35 و مشيت لم يزلى 36 گوهر ذات اقدسش را باقتضاى مصلحت سنجى در نهانخانهء 37 ابداع 38 دست‌پرور 39 صنع جميل و قابل استفاضهء 40 فيض جزيل 41 ميساخت و بمقتضاى حكمت بالغه باستعداد مادهء قابليتش مىپرداخت ، تا هنگامى كه خاك ايران آميخته به خون ستمديدگان و در عرصهء دوران هر سركشى بگردن‌افرازى و صاحب لوائى علم گشت : نظم ز جور و ظلم كار اهل ايران بس كه درهم شد * براى انتقام افغان مظلومان مجسم شد و تخت سرورى ايران پايمال دشمن و آتش جور و بيداد مخالف از هر طرف بخرمن هستى خشك و تر شعله‌افكن گرديد ، و رسم ملوك طوايف شيوع و فتنه و آشوب از عالى و سافل وقوع يافت ، چنان كه از قندهار الى اصفهان طايفهء غليجايى 42 ، و در هرات ابدالى 43 ، و در شيروانات 44 لكزيه 45 ، و در فارس

--> ( 1 ) - در نسخهء « و » بين « شقهء طراز لواى شاهنشاهى » و « شايسته افسر و اورنگ قاآنيه » جملهء « فرارندهء چتر ظل اللهى » آمده است . ( 2 ) - در نسخ « الف » و « ه » و « ز » بيت فوق به صورت اين عبارت آمده است : « خسرو نامدار ، نظر كرده پروردگار » .