ميرزا مهدي خان استر آبادى
مقدمه 16
جهانگشاى نادرى ( فارسى )
بدبختانه عبارات « جهانگشا » نيز ازين حذفهاى بارد بر كنار نيستند يعنى گاه اتفاق مىافتد كه معمولات فعل يكيك در كلام وجود دارند بدون آنكه خود فعل در كلام موجود باشد و بعبارت ديگر خواننده گاهى در سياق كلام بفاعل و مفعول و ظرف برميخورد كه فاقد عامل يعنى « فعل » اند . البته اگر در اين موارد قرائن حالى در كلام موجود باشد چندان اشكالى پيش نمىآيد زيرا با وجود آن قرائن ميتوان رفع نقص كرد ، ولى بحث در صورت عدم قرينه است كه آن موجب اشكال مىشود و بتعقيد ميكشد . بىشك اين نقيصهء « جهانگشا » تا حدى بستگى بروال زمان و منشىگرى ميرزا مهدى خان دارد . چه عهد او و كار او در مقام منشىگرى باعث شده كه او به اين گونه ولنگارىهاى دستورى اهميت ندهد . از اينها كه بگذريم رويهم « جهانگشا » خوب تحرير شده است و تحرير آن بهترين نثر دورهء خود مىباشد . اما زمينهء مضمونى : درين زمينه بايد توجه به دو امر زير كرد : الف : صورت و شكلبندى مضمون . ب : محتوى و اخبارى كه چنان صورتى را به خود گرفتهاند . به زبان ديگر اگر قائل بتجوز در اصطلاح باشيم بايد اين زمينه را چون ارسطوئيان از دو لحاظ هيولى و صورت بنگريم . الف : نسبت به صورت و شكلبندى مضمون بايد بگوئيم كه ميرزا مهديخان از روش مستقيم و منطقى پيروى كرده است . زيرا كتاب او ابتداء ببحث مختصرى از انقلابات و اوضاع نامطلوب اواخر سلطنت شاه سلطان حسين ميپردازد و سپس زندگى و سركشى هاى نادر را در دوران جنگهاى محلى بررسى مىكند تا آنكه او بشاه طهماسب ميرسد و شروع به بالا رفتن از نردبان ترقى مينمايد . از اينجا ببعد حوادث و وقايع برحسب توالى سالها ذكر ميشوند كه براعت استهلال سرفصلهاى هر سال مباشر تعريضى بحوادث آن سالاند ، و اين خود مىرساند كه حوادث آنسال در آنسال تحرير نيافته بلكه در آخر