ميرزا مهدي خان استر آبادى

مقدمه 14

جهانگشاى نادرى ( فارسى )

ب : منظر دستورى و صرف و نحوى . الف : در منظر صنايع لفظى ما با چيره‌دستىها و زيركيهاى ميرزا مهديخان مواجه ميشويم كه او با قدرت عجيبى صنايع ادبى را به كار برده است بدون آنكه محتاج بلغات نامأنوس « درّه » شود يا در بيمزگيهاى سرفصلهاى « گيتىگشاى نامى » افتد . در « جهانگشا » به صنعت « ترصيع » ، « ازدواج » ، « موازنه » ، « جناس » باقسام آن ، « اقتضاب » ، « ايهام » ، « ايهام تناسب » ، « تضاد » ، « ارسال » ، « لف و نشر » ، « تفريق » ، « حسن تعليل » و « براعت استهلال » و امثال آن برميخوريم كه نويسنده ضمن آنها بدون تكلّف هنرنمايىها كرده و بتزيين جملات خود پرداخته است . - اى كاش اوراق اين مقدّمه اجازه بحث تفصيلى در اين مورد را ميداد تا طلاب علوم ادبى از اين گونه صنايع مندرج در « جهانگشا » با خبر ميشدند . - متأسفانه بواسطهء ضيق مكان بايد « اين سخن بگذاشت تا وقت دگر » . البته آنچه نبايد از آن درگذشت كمك اين گونه صنايع در درج كلام است يعنى گاهگاه نويسنده با كمك اين صنايع از بن‌بستهاى مطلب خارج مىشود و با حفظ وضع موجود امورى خلاف آن وضع را بعرصه مىآورد . مثلا در شكست نادر از « توپال عثمان پاشا » وجود همين صنايع در عين آنكه قدرت نادر را مىرساند بيان شكست و فرار او را نيز مىكند يعنى ما ميبينيم كه اين آيت فتح در عين قدرت شكست پذيرفته بدون آنكه آن شكست رخنه‌اى در كاخ قدرت او اندازد . - بارى ميرزا مهديخان در « جهانگشا » از صنايع ادبى خوب كمك گرفته و آنها را خوب به كار برده است . ب : منظر دستورى و صرف و نحوى : در اين منظر چشم ما بچيزهايى مىافتد كه اصولا از نقايص ادبى بشمار مىآيند . يعنى يك نگاه سطحى به اول تا آخر كتاب « جهانگشا » ما را متوجه مىكند كه نويسنده رعايت امور زير را نكرده است : 1 - در اغلب موارد كلمهء « آن » ضمير ذوى الارواح استعمال شده در حالى كه نويسندگان فصيح و بليغ فارسى از به كار بستن « آن » بعنوان ضمير ذو الارواح استيحاش داشته‌اند . 2 - بين صفت و موصوف در تأنيث و تذكير مطابقه است و حال آنكه نويسندگان