سيلويا آن هيولت / كورنل وست ( مترجم : معصومه محمدى )

50

جنگ عليه والدين ( فارسى )

تبديل مىشدند كه رفتارهاى عجيب و انزواطلبانه - از نوعى كه در افرادِ داراى عقب‌افتادگى شديد ديده مىشود - از خود نشان مىدادند . اين جايگزينهاى مصنوعى نمىتوانستند مراقبتى عاشقانه ، عاطفى و واكنشى ارائه كنند و در نتيجه بچه ميمونها در حالى بزرگ مىشدند كه هيچ دركى از دادن و گرفتن در زمينه يادگيرى و بازى ، تغذيه و نوازش و . . . نداشتند . اين بچه ميمونها جان به در برده و سرانجام بزرگسال مىشدند ، اما بزرگسالانى كه نمىتوانستند با نوع خود ارتباط بگيرند يا توليدمثل كنند . « 1 » مضمون آزمايش هارلو براى انسان نيز روشن است : صِرف جان به در بردن جسمى ، متضمن سلامت فرد نيست . توسعه كامل انسان مستلزم چيزى بسيار ژرف‌تر و پيچيده‌تر از آب و غذا است ؛ اين امر نيازمند عشقى پايدار و نگاهدارنده است . به گفته ويلارد گيلين ( روانپزشك ) : « براى ابداع ظرفيتى مشابه در كودك ، لازم است با عشق از او مراقبت كرد . » « 2 » چه كسانى عشق دگرگون كننده را ارائه مىدهند ؟ روشن است كه والدين . زيرا اين مادران و پدران هستند كه به نحوى ديوانه‌وار به فرزند خود عشق مىورزند . همان‌گونه كه يورى برونفنبرن ( روانشناس كودك ) اشاره كرده است ، كودكان با دريافت مقادير زيادى « دلبستگى عاطفى و به‌دور از حسابگرى » كه در بيشتر موارد از سوى مادر يا پدر و در برخى موارد استثنايى از سوى مادربزرگ يا پدربزرگ يا برخى مراقبان دلسوز ديگر ،

--> ( 1 ) - Harry F . Harlow , " Love in Infant Monkeys , " Scientific American , June 1959 , pp . 68 - 74 . ( 2 ) - Willard Gaylin , " In the Beginning : Helpless and Dependent , " in Willard Gaylin , Ira Glasser , Steven Marcus , and David J . Rothman , eds . , Doing Good : The Limits of Benevolence ( New York : Pantheon , 1978 ) , p . 10 .