حسين قرچانلو

74

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

از بيسان نيل و خرما به دست آيد . « 1 » در 494 ق / 1100 م ، صليبيان به سردارى تنكريد در اطراف رود اردن پيشروى كردند . شهر بيسان كه بر سر راه سپاه صليبيها ميان ساحل مديترانه و دمشق بود ، نخستين شهرى بود كه به تصرف آنان درآمد . « 2 » در 507 ق / 1113 م ، مسلمانان راه فرنگان را در مغرب شهر طبريه و درياچهء آن بستند تا شايد آنان را از فراز كوههاى آنجا پايين آورند ، ولى فرنگان از پناهگاه خود خارج نشدند . بنابراين ، مسلمانان به بيسان رفتند و شهرهاى فرنگان را كه ميان عكّا و قدس بود غارت كردند . « 3 » به نوشتهء ادريسى ، ديار قوم لوط ، درياچهء بدبو و شهر زغر ( صغر ) تا بيسان و طبريه را غور ( اردن ) خوانده‌اند ؛ زيرا اين اماكن ميان دو كوه قرار گرفته و آبهاى شام همه به آنجا سرازير مىشود . شهر بيسان كوچك است و خرماى فراوان دارد . گياهى در آنجا مىرويد به نام سامانى ( يا سافانى ) كه از آن حصير سامانى مىبافند . اين گياه در ساير نقاط شام نمىرويد . « 4 » در ربيع الاول 578 / 1182 م ، صلاح الدين ايوبى آهنگ طبريه كرد و در اردن خيمه زد . آنگاه برادرزادهء خود ، فرخشاه ، را به بيسان فرستاد . فرخشاه شهر را گشود ، مردان را كشت و زنان را اسير كرد . « 5 » در جمادى الآخر 579 / 1183 م ، صلاح الدين خود از نهر اردن عبور و آهنگ بيسان كرد ؛ شهر را آتش زد و ويران ساخت و آنچه را در آنجا يافت به تاراج برد . « 6 » در 627 ق / 1229 م اسواران ( شهسواران ) ميهمان‌نواز و بوهموند ، رئيس فرنگان ، به بيسان حمله‌ور شدند . « 7 » در 663 ق / 1264 م سربازان فرانسوى مزدور سن‌لويى تا بيسان آمدند و غنيمت بسيار گرفتند . « 8 » در 679 ق / 1280 م گروهى از امراى سلطان قلاوون ، امير مصر ، شورش و با فرنگان سازش كردند . قلاوون به بيسان آمد و سركردهء آنان ، كوندك ، و يارانش را دستگير كرد و همه را كشت . « 9 » دمشقى در آغاز قرن هشتم هجرى مىنويسد : شهر بيسان با چند موضع ديگر

--> ( 1 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 228 ، 253 و 264 . ( 2 ) . تاريخ عرب ؛ ص 812 . ( 3 ) . الكامل فى التاريخ ؛ ج 18 ، ص 159 . ( 4 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 354 و 356 . ( 5 ) . الكامل فى التاريخ ؛ ج 22 ، ص 230 و تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 452 . ( 6 ) . الكامل فى التاريخ ؛ ج 22 ، ص 283 . ( 7 ) . تاريخ جنگهاى صليبى ؛ ج 3 ، ص 249 . ( 8 ) . همان ؛ ج 3 ، ص 380 . ( 9 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 2 ، ص 592 .