حسين قرچانلو
49
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
عمريه نام برد كه غالبا بسيار بزرگ و داراى اوقاف فراوانى بودند . مدرسه ضيائيه كتابخانهاى داشت كه حتى كتب عهد قديم و عهد جديد در آن يافت مىشد . اين كتابخانه تا يورش تيمور به دمشق به خوبى اداره مىشد . مدرسهء عمريه را عمر بن قدامه كه خود دانشمند بزرگى بود ، در اواخر قرن دوازدهم به عنوان يك مدرسهء حنبلى تأسيس كرد و بعدا مبدل به مدرسهاى براى همهء سنّيان شد و بتدريج قسمتها و بناهاى تازهاى بدان افزوده گشت و به صورت مجتمعى از تالارها ، حياطها ، يك مسجد و اتاقهاى كوچك براى زندگى شاگردان درآمد . اوقاف اين مدرسه بقدرى زياد بود كه ناظرش علاوه بر جيرهء نان معلمان و شاگردان ، روزانه يك هزار قرص نان مىبخشيد . « 1 » طى قرون چهاردهم و پانزدهم ميلادى در دمشق يك مهاجرنشين كوچك اروپايى وجود داشت كه اساسا از بازرگانان و نيز ، كاتالونيا ، ژنو ، فلورانس ، كالابريا و فرانسه تشكيل مىشد ، و بنا به قول عدهاى از سيّاحان تعداد آنان زياد بود . اينان انبارهاى بسيارى در شهر داشتند كه محتوى پارچههاى گوناگون ابريشم و اطلس ، مخمل ، برنج و ساير مال التجارهء قابل فروش بود . بسيارى از بازرگانان مخصوصا به خريد ادويه و حمل آنها به اروپا از طريق بيروت علاقهمند بودند . مسيحيان و كليميان بومى دمشق ، همانطور كه در تمام ممالك اسلامى مرسوم بود ، اهل ذمه محسوب مىشدند . آنان جزيه مىپرداختند ولى با اين حال ، از كليهء مزاياى ساكنان شهر محروم بودند . در زمان مماليك اهل كتاب از اين امر مستثنى نبودند ، اموال مردم ضبط مىشد و مجبور به دادن سهميههايى به دولت يا سلطان مىشدند و به دلايل گوناگون با آنان بدرفتارى مىشد . « 2 » به نوشتهء حمد الله مستوفى در نيمه اوّل قرن هشتم ، ارتفاعات شهر دمشق از غله و پنبه و ميوههاى الوان به غايت خوب است . « 3 » ابن بطوطه كه در قرن هشتم هجرى به شام آمده و از دمشق ديدن كرده ، علاوهبر تأييد گفتههاى جغرافيادانان قبل از خود ، از بعضى اماكن و مزارات و مشاهد و بناهاى مقدس و مدارس دمشق نام برده كه گويا در دوران ابن جبير نبوده است . وى مىنويسد :
--> ( 1 ) . همان ؛ ص 90 - 94 . ( 2 ) . همان ؛ ص 102 - 103 . ( 3 ) . نزهة القلوب ؛ ص 250 .