حسين قرچانلو

541

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

عبد المؤمن او را بخشيد ولى او اندكى بعد به دست يكى از يارانش كشته شد . « 1 » در اواخر سال 557 ق / دسامبر 1162 ، اندكى پيش از مرگ عبد المؤمن مسيحيان شنترين به باجه حمله كردند و آنجا را به تصرف درآوردند و چهار ماه در آنجا ماندند و بناهاى آباد شهر را ويران كردند و باروهاى شهر را فروافكندند . « 2 » بار ديگر موحدين در 564 ق / 1169 م بر باجه دست يافتند . ابتدا ، مدتى عمر بن تيمصلت امارت باجه را داشت ؛ پس از او نيز مدتى عمر بن سحنون بر باجه حكومت كرد . « 3 » مجددا مسيحيان در 568 ق / 1172 م باجه را گرفتند . پادشاه پرتغال چون دفاع از استحكامات شهر را دشوار ديد ، باروى شهر را ويران ساخت و خانه‌ها را آتش زد و شهر را به صورت بيابانى درآورد . بعد از رفتن مسيحيان دوباره موحدين شهر را تصرف كردند و به آبادى آن همت گماشتند . تا آنكه در 573 ق / 1177 م آلفونسو هنريكيز ، پادشاه پرتغال ، به باجه لشكر كشيد و شهر را غارت كرد و به تصرف درآورد . « 4 » در آغاز قرن هشتم هجرى ، انصارى دمشقى در وصف آن مىنويسد : باجهء اندلس را كه شهرى كهن است به باجة الزيت ( باجه زيتون ) مىشناسند . « 5 » ابو الفداء در همين زمان اظهار مىدارد كه مملكت باجه در شمال غربى اندلس و از قديمترين شهرهاى آن ديار و سرزمينى است با كشت و زرع و گاو گوسفند بسيار ؛ عسل آن در نهايت خوبى است ؛ آبش در دباغى چرم نافع و سودمند است . ابو الفداء از قول ابن سعيد مغربى اضافه مىكند كه باجه ، قلعه‌اى بر دامنهء كوه شاره ( يا شارات ) دارد . « 6 » حميرى در اواخر قرن نهم هجرى در وصف باجه گفته‌هاى ادريسى را تكرار مىكند و مىنويسد : از قديمترين شهرهايى است كه در روزگار امپراتوران روم ساخته شده است . ميان آن و قرطبه صد فرسخ فاصله است . اين شهر ابتدا يك اردوگاه نظامى بود ؛ سپاه مصر در آن وارد شد و پرچم ايشان در سمت چپ اردوگاه فلسطينى كه در شذونه ساكن شدند ، قرار گرفت . هنگامى كه عبد الرحمن بن معاويه ( عبد الرحمن

--> ( 1 ) . همان ؛ ص 155 - 156 . ( 2 ) . المنّ بالامامه ؛ ص 289 . ( 3 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 4 ، ص 65 . ( 4 ) . همان ؛ ج 4 ، ص 66 و 76 . ( 5 ) . نخبة الدهر فى عجايب البر و البحر ؛ ص 457 . ( 6 ) . تقويم البلدان ؛ ص 202 - 203 .