حسين قرچانلو
521
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
اندلس دانستهاند و در چندين مملكت علىحده آن را نام بردهاند كه مواضع و نواحى فراوان از توابع آن است و در صور الاقاليم آمده كه در آن ملك ، سمور بسيار است . « 1 » قزوينى مؤلف قرن هفتم هجرى همان مطالب ادريسى را دربارهء طليطله تأييد كرده ، در بعضى موارد اطلاعاتى مىدهد كه بايد از قديمترين منابع استفاده شده باشد . او دربارهء تسلط اعراب مسلمان بر طليطله داستانى به اين مضمون نقل مىكند : در آن شهر ، خانهاى بود كه در آن همواره بسته و كليد قفلهايى كه بر آن زده شده بود در دست گوتها بود و در آن خانه هيچگاه باز نشده بود . اين كليدها نسل به نسل به شاهان گوت منتقل مىشد تا به رودريك رسيد . او تصميم گرفت كه در آن را باز كند ؛ هرچه او را نصيحت كردند ، مفيد واقع نشد . سرانجام ، در خانه را باز كرد و در آنجا صورتى چند را كه بر ديوار خانه در حال حمله بودند ديد . كشيشان گفتند كه قومى بدين شكل و شمايل به اين كشور حمله خواهند كرد و در همان سال ، اعراب مسلمان به اندلس حمله آوردند و آن را فتح كردند . « 2 » به نوشتهء حميرى ، در طليطله نوعى خاك خوردنى وجود دارد كه به مصر و عراق و شام صادر مىشود و در روى زمين بهتر از آن خاك نيست و لذتى در خوردن آن است و در شستن سر ، از آن استفاده مىكنند . وى مىگويد كه طليطله را به لاتين « تولاطو » گويند ، يعنى « ساكن آن شاد مىشود » . از خواص اين شهر آن است كه گندمش در طول زمان خراب و فاسد نمىشود . زعفران آن به همه جا صادر مىشود . در پانزده ميلى قلعه فهمن در درون طليطله ، چاهى است كه هرگز خون در آن ديده نشده بود . وقتى آن را لايروبى كردند ، خون در آن پديدار شد . چون آنچه را در چاه بود ، استخراج كردند و نگاه نمودند ، قطعه مس سرخى در آن يافتند ؛ چون آن را دوباره در ته چاه انداختند رنگ خون چاه قطع شد و به حال اول بازگشت . « 3 » قرطاجنّه يا كارتاخناى « 4 » اسپانيايى ( همان كارتاژن ) « 5 » قديم ، شهر ايالت مورسيا ،
--> ( 1 ) . نزهة القلوب ؛ ص 269 . ( 2 ) . آثار البلاد و اخبار العباد ؛ ج 2 ، ص 382 - 383 . ( 3 ) . روض المعطار ؛ ص 393 - 395 . ( 4 ) . Kartaxena . ( 5 ) . Kartajan .