حسين قرچانلو
510
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
عثمان بن عمرون خروج و عامل عبد الله بن محمد را از آنجا بيرون كرد و سراسر منطقه را فتنه فراگرفت . « 1 » اصطخرى لبله را از شهرهاى مشهور اندلس نام برده ، مىنويسد : از قرطبه تا فحص البلوط يك روز و از فحص البلوط تا لبله چهارده روز راه است . « 2 » ابن حوقل ، معاصر اصطخرى ، در وصف لبله مىنويسد : از اشبيليه تا لبله دو روز راه است و آن ، شهرى قديمى و باستانى و پرخير و خوش ساخت است و بر گرد آن ديوارى است و از آنجا تا كوه چشمهها دو روز راه است . « 3 » مقدسى ، لبله را شهرى نامبردار در اندلس دانسته است . « 4 » در 539 ق / 1144 - 1145 م ابو زكريا يحيى بن غانيه پس از اطلاع از اوضاع شورشيان در مغرب اندلس و آمدن آنان به سوى اشبيليه ، به لبله آمد و آن شهر را سه ماه در محاصره گرفت . « 5 » در 541 ق / 1146 - 1147 م موحدين به شهر لبله حمله كردند و فرمانرواى لبله يوسف بن احمد بطروجى ، گردن به اطاعت آنان نهاد . « 6 » ادريسى در وصف لبله مىنويسد : شهرى متوسط و قديمى و زيباست . بارويى بلند دارد . در مشرق شهر ، رودى جارى است كه از كوه نزديك به شهر مىآيد و از كنار شهر مىگذرد و بر آن پلى است كه از روى آن به شهر وارد مىشوند . لبله بازارها و بازرگانى سودمند دارد و شرب مردم آن از چشمههايى است كه در چمنزار غربى شهر قرار دارد . ميان لبله و درياى محيط ( اقيانوس اطلس ) شش ميل فاصله است . « 7 » به نوشتهء ياقوت ، لبله مركز يكى از نواحى بزرگ اندلس است و ناحيهء آن به ناحيهء أكشونيه ، در مشرق ، پيوسته و در مغرب آن ، قرطبه واقع است . ميان آن شهر و قرطبه از راه اشبيليه پنج روز راه و چهل و چهار فرسخ فاصله است . لبله شهرى دشتى است و در كنار دريا واقع است « 8 » و پرنعمت است و گندم آن بر گندم ديگر شهرها برترى دارد . لبله به لبلة الحمراء نيز معروف است . ريشهء
--> ( 1 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 1 ، ص 356 - 357 . ( 2 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 44 و 49 . ( 3 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 110 . ( 4 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 317 . ( 5 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 3 ، ص 318 - 319 . ( 6 ) . همان ؛ ج 3 ، ص 340 . ( 7 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 541 . ( 8 ) . حميرى مىنويسد : هم در دشت و هم در دريا واقع است ( - روض المعطار ؛ ص 508 ) .