حسين قرچانلو
506
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
حضرمى شورش كردند . او شهر اشبيليه و استجه و بسيارى از نواحى استان الغرب را به تصرف درآورد . « 1 » در جمادى الاول سال 300 / 913 م ، عبد الرحمن الناصر شهر استجه را از پيروان شورشى معروف ، ابن حفصون ، بازپس گرفت و باروى شهر و پل آن را كه بر روى رود شنيل بود ، ويران كرد تا رشتهء ارتباط او را از همه جا قطع كند . « 2 » اصطخرى در نيمهء اول قرن چهارم هجرى مىنويسد : استجه يكى از شهرهاى مشهور اندلس است و فاصلهء آن از قرطبه به سمت قبله يك مرحله است . « 3 » در نيمهء اول قرن پنجم ، در 449 ق / 1075 م ، دولت بنى حمّود پايان گرفت . در اثناى اين احوال و بعد از شكست حمّوديان در نبرد قرطبه ، بربرها استيلاى خود را بر بيشتر شهرهاى جنوبى رود وادى الكبير بسط دادند و شهرهايى چون قرمونه و استجه را به زير فرمان خود درآوردند . « 4 » ادريسى در قرن ششم هجرى در وصف استجه مىنويسد : شهر بر كنار رود غرناطه كه شنيل خوانده مىشود واقع است . شهرى نيكوست و پلى شگفت بنيان از صخره سنگها دارد . در شهر ، بازارهاى آباد و پركالايى است و در اطراف شهر ، بوستانها و باغهايى چون بهشت و پردرخت وجود دارد . از استجه تا قرطبه 35 ميل فاصله است . « 5 » ياقوت در قرن هفتم هجرى مىنويسد : استجه ناحيهاى است قديمى در اندلس كه متصل به نواحى كريّه و ميان قبله و مغرب قرطبه واقع است و رستاقهاى وسيع دارد و سرزمين آن بر كنار رود سنجل ( شنيل ) كه همان نهر غرناطه است ، واقع است . « 6 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء در قرن هشتم هجرى ، ناحيهء استجه را از نواحى قرطبه دانسته است . « 7 » به نوشتهء حميرى ، مردم استجه در دوران جاهليت و اسلام هميشه ياغى و سركش بودهاند . شهر استجه دو ديوار دارد : يكى از سنگ سرخ و ديگرى از سنگ سفيد . در بالاى ديوارها
--> ( 1 ) . همان ؛ ج 1 ، ص 173 . ( 2 ) . روض المعطار ؛ ص 53 و تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 201 و تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ، ج 1 ، ص 400 . ( 3 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 44 و 49 و ر . ك : احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 317 . ( 4 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 2 ، ص 8 . ( 5 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 572 . ( 6 ) . معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 174 . ( 7 ) . تقويم البلدان ؛ ص 211 .