حسين قرچانلو

498

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

قشتاله به سوى غرناطه آمد . ابن الاحمر اين بار نيز خود را در دفاع از غرناطه عاجز ديد و از اين‌رو در 665 ق / 1267 م معاهدهء صلح تازه‌اى بست كه براساس آن چند شهر و دژ را به قشتاليان واگذار كرد . گويند شمار بلاد و دژهايى كه در اين قرارداد جديد تسليم قشتاليان شد به صد و پنج عدد مىرسيد كه همه از بلاد غربى اندلس بود . « 1 » دولت بنى مرين حدود هشتاد سال از دولت بنى الاحمر غرناطه در مبارزاتشان بر ضد اسپانياى مسيحى حمايت و به آنان كمك مىكرد . غرناطه در دوران فرمانروايى بنى الاحمر از بهشتهاى روى زمين بود با باغها و بوستانسراها . مردم غرناطه باغ و بوستان را جنّت مىگفتند . نام برخى از اين باغها عبارتند از : جنّة الجرف ، جنّة العرض ، جنّة الحفره ، جنّة العمران و جنّة العريف . ابن خطيب مىگويد : شمار جنّات مشهور غرناطه در عصر او به صد مىرسيده است و نيز گويد كه منطقهء غرناطه حدود سيصد ده آباد داشته و شمار ساكنان برخى از آنها به چند هزار نفر مىرسيده است . برخى را يك مالك و برخى را چند مالك بود و اين ، غير از املاك سلطانى و دژها بوده است . « 2 » شهر غرناطه آن هنگام كه پايتخت دولت اسلامى بود ، پانصد هزار نفر جمعيت داشت . در خارج شهر ، جمع كثيرى در خانه‌هايى كه درون باغها و بستانها ساخته بودند زندگى مىكردند . جلگه وگا نزهتكده‌اى زيبا و خرّم بود كه آن را همتاى غوطهء دمشق مىشمردند . شهر ، نمونه‌اى بديع از معمارى اسلامى بود با كاخها و بناهاى فخيم و ميدانها و كوچه‌هاى پهناور . شهرك الحمراء يا دار الملك زيباترين بخش غرناطه بود ، « در سمت قبلهء آن با ايوانها و بالكونهاى سفيد و برجهاى بلند و قصرهاى شامخ آن كه چشمها را خيره مىكرد و خردها را به حيرت مىافكند » « 3 » ؛ اما امروز ، غرناطه شهر حقيرى است كه بيش از صد و سى هزار نفر جمعيت ندارد و مركز ولايتى است با همين نام . قسمت اعظم محلات اسلامى آن از ميان رفته و به جاى آنها ، شهر اروپايى تازه‌اى بنا شده است . با اين همه ، در گوشه و كنار آن ، نشانى از غرناطهء ديرين به چشم

--> ( 1 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 4 ، ص 336 - 337 . ( 2 ) . ابن خطيب ؛ الاحاطه فى اخبار غرناطه ؛ 1956 م ، ج 1 ، ص 122 - 123 . ( 3 ) . همان ؛ ج 1 ، ص 121 .