حسين قرچانلو
490
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
نشست ؛ ولى غلامانش كه به شاطبه رفته بودند بازگشتند و بر ضد او توطئه كردند و هشام المؤيد را به حكومت نشاندند و المهدى را گرفته ، گردن زدند . « 1 » در 403 ق / 1013 م بر اثر حملهء بربرها به شهر قرطبه ، جمع زيادى از مردم شهر كشته شدند ، بسيارى از خانهها طعمهء حريق شد و پايتخت خلافت به محنتى بزرگ دچار گرديد . « 2 » در 28 محرم 407 / اول ژوئيه 1016 على بن حمّود به حيات دولت امويان در اندلس خاتمه داد . « 3 » اسحاق بن حسين منجم مىنويسد : در اين زمان ( قرن پنجم هجرى ) مركز اندلس شهر قرطبه است و قرطبه دار السنّة و مجمع آثار و نشانههاى گوناگون است و در گيتى بىمانند است و نيازى به تعريف ندارد . « 4 » ادريسى در نيمهء قرن ششم هجرى در وصف شهر بزرگ قرطبه مىنويسد : پايتخت اندلس است و مادر شهرها و مركز خلافت اسلامى است . فضايل آن مشهورتر از آن است كه گفته شود . مردم آن از اعيان و عابدانند و به درستى مذهب مشهورند و به پوشيدن لباسهاى خوب و استفاده از مركبهاى عالى و خانههاى زيبا و خوردنيها و نوشيدنيهاى نيكو توجه دارند و اخلاق خوب و شيوههاى پسنديده دارند . قرطبه هيچگاه از بزرگان و علما و دانشمندان خالى نبوده است . بازرگانان آن ، صاحب ثروت و مرفهند و كشتيهايى دارند كه در طول سال در درياها با آن رفتوآمد مىكنند . قرطبه در حقيقت از پنج شهر تشكيل شده است كه ميان آنها ديوارى است . هر شهر مسافرخانهها و بازارها و گرمابههايى دارد . درازاى شهر ، از غرب به شرق ، حدود سه ميل و پهناى آن ، از دروازهء پل تا دروازهء يهود و در شمال شهر ، يك ميل است . « 5 » مسجد جامع در شهر ميانين واقع است و در تمام جهان اسلام بىمانند است . در شهر قرطبه پلى است بر روى
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 216 - 217 . ( 2 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 1 ، ص 649 . ( 3 ) . همان ؛ ج 1 ، ص 655 - 656 . ( 4 ) . منجم ، اسحاق بن حسين ؛ آلام المرجان فى ذكر المدائن المشهوره فى كل مكان ؛ ص 114 . ( 5 ) . با توجه به طول و عرض قرطبه در زمان عبد الرحمن الناصر و فرزندش داشته ، اين طول و عرض سيار كم شده كه احتمالا ناشى از حوادثى بوده كه قرطبه به خود ديده .