حسين قرچانلو

464

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

از تجاوز قشتاليان خبر يافت ، با قواى خود رهسپار اشبيليه شد و دشمن را عقب راند . « 1 » ادريسى معاصر با مرابطين اندلس ، در قرن ششم هجرى در وصف اشبيليه مىنويسد : شهرى بزرگ و آباد است . بارويى محكم و استوار و بازارهاى بسيار و بازرگانى پررونق دارد و مردمش ثروتمندند و بازرگانى ايشان روغن زيتون است كه آن را به دورترين نقاط مغرب و مشرق از راه بيابان و دريا صادر مىكنند . ايشان زيتون را از جايى به نام الشرف گرد مىآورند . از اين محل تا شهر اشبيليه 40 ميل فاصله است و اين مسافت را انسان در سايه درختان زيتون و انجير حركت مىكند . آغاز اين راه شهر اشبيليه و پايان آن شهر كبله است . وسعت جايى كه درختان زيتون قرار دارد ، بيشتر از دوازده ميل است . در اين فاصله كه ياد كرديم ، هشت هزار ده آباد و پرجمعيت با گرمابه‌هاى فراوان وجود دارد . الشرف به اين دليل ناميده شده كه مشرف بر ناحيهء اشبيليه است و از جنوب به سمت شمال امتداد دارد و اين محل تپه‌هاى خاكى سرخ رنگى دارد كه در آن درختان زيتون كاشته شده است . « 2 » در اين هنگام رئيس موحدين السيد ابو حفص عمر بن يحيى در اوايل 566 ق / 1170 - 1171 م با سپاهى بزرگ به اشبيليه آمد . اگرچه از سوى ابن مردانيش ( حاكم قسمتهاى جنوبى اندلس ) مخالفت به عمل آمد ، مرگ وى در 567 ق / 1172 م براى جانشينانش راهى جز تسليم اشبيليه به موحدون باقى نگذارد . « 3 » از آثار مهمى كه موحدين در اشبيليه بنا كردند ، مسجد جامع بزرگ شهر بود كه خليفه ابو يعقوب يوسف بن عبد المؤمن آن را بنا كرد و هنوز ويرانه‌هاى آن در كنار كليساى بزرگ اشبيليه برجاى است . ظاهرا آنان در رمضان 567 تصميم به ساختن مسجد جامع گرفتند و به اين منظور خانه‌هاى بسيارى را خراب كردند . مشرف و ناظر بناى آن ، معمار احمد بن باسر بود . آنان همچنين بنّايانى را از اشبيليه و ديگر شهرهاى اندلس و مغرب ، بويژه مراكش و فاس ، گرد آوردند و هر صنعتگر ماهر را در هر جا كه بود فراخواندند .

--> ( 1 ) . البيان المغرب ؛ ج 4 ، ص 82 - 83 . ( 2 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 541 و روض المعطار ؛ ص 59 . ( 3 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 4 ، ص 36 - 37 و مونتگومرى ، وات ؛ اسپانياى اسلامى ؛ ص 125 .