حسين قرچانلو
461
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
داشت ، مسجد جامع اشبيليه را نيز بنا كرد و پس از جنگ با نورمانها باروى بزرگ شهر اشبيليه را مرمت كرد . « 1 » يعقوبى در نيمهء دوم قرن سوم هجرى مىنويسد : در مغرب شهرى كه آن را جزيره يا جزيرة الخضراء گويند ، شهرى است كه آن را اشبيليه خوانند . اين شهر بر كنار نهرى بزرگ كه همان رودخانهء قرطبه است قرار دارد . مجوسانى كه به آنان روس ( نورمان ) گفته مىشود در 229 ق / 843 - 844 م به آنجا آمدند و اسير گرفتند و غارت كردند و آتش زدند و مردم را كشتند . « 2 » در زمان عبد الرحمن دوم ، دار الصناعه اشبيليه شروع به كار كرد و تعدادى كشتى جنگى ساخته شد و با اين كار ، اندلس داراى نيروى قابل توجهى شد . « 3 » در اواخر قرن سوم هجرى اشبيليه كه بعد از قرطبه از بزرگترين شهرهاى اندلس بود ، صحنهء فتنههاى خونين و طولانى بود . ساكنان اشبيليه در اين زمان آميزهاى از عربها و مولدين و مسيحيان بودند و شمار بزرگى از خاندانهاى اصيل كه از نظر ثروت و اصل و نسب ممتاز بودند در آنجا مىزيستند . امير عبد الله بن محمد اموى در 282 ق / 895 م فرزندش ، مطرّف ، را به اشبيليه فرستاد . مطرّف شورشيان اشبيليه را سركوب كرد و شمار كثيرى از ايشان را بكشت . شورشيان تسليم شدند و پرداخت خراج را گردن گرفتند ؛ سپس امير عبد الله بن محمد ، كريب بن خلدون را به اشبيليه فرستاد و او زمام امور اشبيليه را در 282 ق به دست گرفت . « 4 » اصطخرى وصفى دربارهء اشبيليه ندارد ؛ فقط وقتى اندلس را تعريف مىكند ، از اشبيليه نام مىبرد . « 5 » صاحب حدود العالم مىنويسد : « شذونه ، اشبيليه ، اخشنيه شهركهايىاند بر كران درياى اقيانوس مغربى نهاده ، جايى كمنعمت و كممردمند » . « 6 » مقدسى در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى چون اطلاع چندانى از اندلس نداشته ، فقط وصف قرطبه را كه از گزارشگران ديگر شنيده به اختصار آورده و دربارهء ديگر شهرها مىگويد ، چون من به اندلس نرفتهام ، توانايى تقسيمبندى
--> ( 1 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 1 ، ص 299 و اسلام در غرب ؛ ص 154 . ( 2 ) . البلدان ؛ ص 133 . ( 3 ) . اسلام در غرب ؛ ص 142 - 143 . ( 4 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 1 ، ص 357 - 359 و اسلام در غرب ؛ ص 195 - 196 . ( 5 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 43 . ( 6 ) . حدود العالم ؛ ص 183 .