حسين قرچانلو

427

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

ابى العباس او را در بلرم به خاك سپرد . بعضى گفته‌اند ، او را به قيروان بردند و در آنجا به خاك سپردند . « 1 » ابن حوقل كه در قرن چهارم هجرى خود به صقلّيّه آمده و شهر بزرگ آن پالرمو را ديده مىنويسد : ديوارى بزرگ از سنگ دارد و مردم آن بازرگانند . مسجد جامع بزرگى دارد . تا هنگام فتح ( به دست مسلمانان ) زير سلطهء و هم پيمان روميان بوده است . معبدى بزرگ در آن است . برخى از فلاسفه يا منطقيون گفته‌اند كه حكيم يونانى ارسطوطاليس در روى تخته‌اى در هوا و فضاى اين معبد معلّق بوده است . مسلمانان اين معبد را به مسجد تبديل كردند . مسيحيان قبر ارسطوطاليس را بزرگ مىشمارند و از آن طلب شفا مىكنند . زمانى كه من ( ابن حوقل ) از يونان ديدن كردم ، اكرام و بزرگداشت او را مشاهده كردم . گفته‌اند علت معلّق بودن او در فضاى ميان آسمان و زمين در آن معبد آن بوده كه مردم هنگام طلب باران و طلب شفا و درخواست حاجات در امور مهم در كنار قبر او حاضر مىشوند و به درگاه خداوند بزرگ گريه و زارى مىكنند . اين كار موجب تقرّب و نزديكى آنان به خدا مىشود ، و در اين اجتماعى كه مىكنند يكديگر را از شدت هجوم به قبر او نزديك است هلاك كنند و زير دست و پا خورد نمايند ، و من ( ابن حوقل ) چوبى ( احتمالا اتاقك چوبى ) را ديدم كه گمان مىرفت اين قبر در آن باشد . مسجد جامع بلرم حاكى از ميزان شخصيت آنهاست و من ( ابن حوقل ) در يكى از اجتماعات مردم در جامع آنها شركت كردم ، آن هنگام كه جامع پر از انسانها بود ، حدود هفت هزار مرد جا مىگرفت . چون در مسجد بيشتر از سى و شش صف نماز تشكيل مىشود كه هر صف 200 مرد است . در شهر بلرم مساجد فراوانى است . ابن حوقل مىگويد : بلرم شهرى باستانى است و مشهورترين دروازهء آن ، دروازهء دريا يا « باب البحر » است كه به سبب نزديكى به دريا به اين نام خوانده شده است و مجاور آن دروازهء جديدى است كه ابو الحسين احمد بن الحسن بن ابى الحسين لشكوى از مردم اين ناحيه بر بالاى يك بلندى در كنار رودى به نام چشمهء شفا ساخته شده و اين دروازه به دروازهء شفا معروف است . شهر دروازهء ديگرى به نام دروازهء شنتغاث دارد كه دروازه‌اى قديمى

--> ( 1 ) . همان ؛ ص 289 .