حسين قرچانلو

422

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

ميان جزيره و سرزمين روم تنگه‌اى در سمت مشرق هست به پهناى دوازده روز راه و اين خليج را « جيهانى ، ابو عبد الله » از پنج درياى معروف به شمار آورده است . مقدسى مىافزايد كه مردم صقلّيّه بيشتر حنفى مذهبند و در صقلّيّه كوهى است كه در هر ده سال ، يك بار ، به مدت چهار ماه ، آتشفشانى مىكند و در ديگر اوقات از آن دود برآيد و جز دهانهء دودخيزش همه جاى آن را برف گرفته است . « 1 » در 379 ق / 989 - 990 م ابو الفتوح يوسف بن عبد الله بن محمد بن على بن ابى الحسن با لقب ثقة الدوله به حكومت رسيد . حكومت او را العزيز فاطمى تأييد كرد . او از چنان جلالت و فضايلى برخوردار بود كه خاطرهء همه اسلافش را به فراموشى سپرد . او در 388 ق / 988 م به بيمارى فلج دچار شد . . . پس از او پسرش جعفر با لقب تاج الدوله به امارت رسيد . او كارها را در ضبط آورد و آثار نيكو از او به جاى ماند . « 2 » در 405 ق / 1014 - 1015 م برادرش على به همدستى بربرها و بندگان به مخالفت با او برخاستند . جعفر بر او ظفر يافت و او را كشت و بربرها و بندگان را پراكنده كرد . چندى بعد حال جعفر دگرگون شد . مردم بر او شوريدند و گرداگرد كاخش را گرفتند ، ولى پدرش يوسف الفتوح كه در بستر بيمارى بود به مردم ملاطفت و مهربانى كرد و پسر خود جعفر را از حكومت عزل كرد و او به مصر رفت . پس از او برادرش احمد بن يوسف در 410 ق / 1019 - 1020 م به جايش نشست و او را تأييد الدوله لقب دادند و به الاكحل معروف شد . با روى كار آمدن او پريشانيها به سامان رسيد . وى كارها را به دست پسرش جعفر سپرد . جعفر مردى بد سيرت بود . او به مردم صقلّيّه چندان توجهى نمىكرد و بيشتر به مردم افريقيه توجه داشت . [ در 417 ق / 1026 م و به روايتى 427 ق / 1035 - 1036 م ] مردم صقلّيّه شكايت او را به معز بن باديس زيرى كردند و معز چند كشتى جنگى را كه سيصد مرد حمل مىكرد به صقلّيّه فرستاد . مردم صقلّيّه نيز اميرشان اكحل را محاصره كردند ، سپس او را كشتند و سرش را نزد معز بن باديس فرستادند . مردم صقلّيّه از كارى كه كرده بودند ، پشيمان شدند و حسن

--> ( 1 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 332 ، 342 و 346 . ( 2 ) . الكامل ؛ ج 10 ، ص 194 و تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 297 .