حسين قرچانلو

395

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

براى بيماران و مجروحان جنگىاش بنا كرده است . اين شهر در دشتى در وادى زيز بنا شده بود و ديوارهاى بلندى داشته كه تاكنون ( زمان لئون ) بخشهايى از آنها باقى است . در زمان فتوحات مسلمانان سجلماسه تحت فرمان شاهان زنّاته بود . . . تا آنكه يوسف بن تاشفين لمتونى آنها را از آنجا بيرون راند . سجلماسه شهرى متمدن است . خانه‌هاى زيبا و مردم ثروتمند و بازرگان دارد كه با بلاد سياهان در تجارتند . در شهر مساجد زيبا و مدارس داراى آبگيرهاى بزرگ وجود دارد كه آب آنها از رودخانه به وسيلهء آب‌كشهاى بزرگ و چرخ چاهها از وادى زيز گرفته شده و در مجارى و كانالهايى ريخته شده و به شهر جارى مىشود . شهر هوايى پاكيزه دارد و در فصل زمستان داراى رطوبت فراوان است و مردم شهر بر اثر آن رطوبت بيمار مىشوند و چشمهاى آنان در تابستان بيمار شده ولى زود خوب مىشود . سجلماسه اكنون ( زمان لئون ) به كلى خراب است و مردم آن در كاخهايى به سر مىبرند كه در گوشه و كنار آن ناحيه پراكنده است . من ( لئون ) در اين شهر و ناحيهء آن به سر برده‌ام و با مردم آن ارتباط داشته‌ام . . . و هفده ماه در يكى از آن كاخها به نام مأمون بوده‌ام . « 1 » سوس الاقصى « 2 » ، ناحيه‌اى در جنوب شهر مراكش ، كنار قطا ، واقع در كشور مغرب و مركز آن تارودانت « 3 » و از شهرهايش تيزنيت « 4 » است . ابن خلدون ضمن اخبار قوم بربر و پراكندگى آنان مىنويسد : بربرهاى صنهاجه و كتامه و چند قبيلهء ديگر به آن سوى قيروان تا تاهرت و طنجه و سجلماسه و سوس اقصى پيش رفتند . نوشته‌اند : عقبة بن نافع ، بربرهاى مصموده را كشتار كرد و همه را به اسلام وارد كرد و بلادشان را زير پى سپرد ، آنگاه عازم بلاد سوس ( اقصى ) شد تا با قبايل صنهاجه كه لثام ( دهان‌بند ، نقاب ) مىبستند ، نبرد كند . آنان در اين ايام مجوسى بودند و هنوز مسيحى نشده بودند . « 5 » ابن عذارى مىنويسد : عقبه به سوس اقصى آمد و مسجدى در آنجا بنا كرد . « 6 » به نوشتهء

--> ( 1 ) . وصف افريقيا ؛ ج 2 ، ص 127 - 128 . ( 2 ) . Suso Laqsa ( 3 ) . Tarudant ( 4 ) . Tiznit ( 5 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 91 ، 106 . ( 6 ) . البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 27 .