حسين قرچانلو
360
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
مكناسه بردند . « 1 » از حوادثى كه در 532 ق / 1137 - 1138 م در طنجه اتفاق افتاد ، سيل بزرگى بود كه خانههاى مردم را ويران ساخت و جمع كثيرى از مردم و چارپايان را كشت . « 2 » يك قرن بعد از بكرى ، ادريسى در وصف طنجه مىنويسد : شهرى باستانى است و سرزمين آن منسوب به كوهى است كه مشرف بر آن است و در كوهپايههاى آن مردم به سر مىبرند . اين شهر تا ساحل دريا كشيده شده ، شهرى با بازارها و صنايع و كارگاهى دارد كه در آن كشتى ساخته مىشود . . . و ساكنان آنان از بربرهاى صنهاجهاند . « 3 » در نيمهء اول قرن هفتم هجرى به نوشته ياقوت ، طنجه شهرى است از اقليم چهارم در ساحل درياى مغرب برابر جزيرة الخضراء از جمله شهرهاى بربر واقع در بيابان بزرگ است . . . شهر در يك ميلى درياست و ديوارى دارد و در دامنهء كوهپايه كوهى واقع است . آب طنجه از قناتى است كه از محلى نامعلوم سرچشمه مىگيرد . شهر حاصلخيز است و ميان آن و سبته يك روز راه است . « 4 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء مىنويسد : طنجه در دهانهء درياى زقاق واقع است . گشادگى دريا در آنجا سه گره دريايى است . چون از آنجا به جانب مشرق بپيچد وسعت گيرد ، شهر قديمى طنجه است ، مردمش در يك ميلى آن ( طنجه قديم ) شهر تازهاى ساختهاند . اين شهر چسبيده به كوه است ، تا بدان سبب از تهاجم دشمنان در امان باشد . آب طنجه از قناتهاست . طنجه جايى است پرميوه و مخصوصا انگور و گلابى آن معروف است و مردمش به كم خردى موصوفند . تنگترين جاهاى ( درياى مديترانه ) ميان سبته و طنجه است و اين فاصله برابر دوازده ميل است . « 5 » ابن بطوطه ، جهانگرد معروف كه خود اهل طنجه بوده مىنويسد : در 725 ق / 1324 - 1325 م به قصد زيارت حج و ديدار آرامگاه پيامبر ( ص ) از زادگاه خود طنجه بيرون آمده است ، ولى وى وصفى دربارهء زادگاه خود طنجه ندارد . « 6 » حمد الله مستوفى كه معاصر با ابن بطوطه است مىنويسد : « طنجه مملكتى بزرگ است از اقليم دوم و سيم و
--> ( 1 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 2 ، ص 321 و 366 . ( 2 ) . همان ؛ ج 3 ، ص 247 ( به نقل از ابن عذارى ؛ اوراق مخطوطه هيپريس ؛ ص 103 ) . ( 3 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 529 . ( 4 ) . معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 43 . ( 5 ) . تقويم البلدان ؛ ص 177 . ( 6 ) . سفرنامه ابن بطوطه ؛ ج 1 ، ص 7 .