حسين قرچانلو

358

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

بن حبحاب از سوى هشام بن عبد الملك بر افريقيه امارت يافت ، هشام فرمان داد كه از مصر به مغرب رود . او در 114 ق / 732 م به مغرب آمد و عمر بن عبد الله مرادى را بر طنجه و مغرب اقصى حكومت داد . « 1 » در 123 ق / 740 - 741 م كلثوم بن عياض به امارت افريقيه و مغرب رسيد با لشكر به مغرب راند تا به وادى طنجه ، به نام وادى سبو ، رسيد و خالد بن حميد الزّنّاتى با سپاه بربر خود بر سر او تاخت كه لشكرى بيشمار بود و بيشتر آنان خوارج صفرى بودند . ميان كلثوم و بربرها جنگى سخت درگرفت ، كلثوم كشته شد و لشكرش پراكنده شدند . « 2 » در 213 ق / 828 - 829 م ، پس از مرگ ادريس دوم ، پسرش محمد ، بنا به وصيّت پدر به امارت رسيد . محمد كشور پدر را ميان برادران خود تقسيم كرد . طنجه و سبته و قلعة النسر و . . . را به قاسم داد . « 3 » ابن خرداذبه از طنجه به عنوان منزلگاهى نام برده مىنويسد : پشت طنجه سوس الادنى واقع است . « 4 » يعقوبى فقط از طنجه نام برده ولى وصفى دربارهء آن شهر نداده است . « 5 » اصطخرى در نيمهء اول قرن چهارم هجرى مىنويسد : طنجه ولايتى وسيع است ، درو شهرها و ديه‌ها و بيابانها باشد . از حدود بربر و قصبهء اين ولايت را فاس گويند و يحيى فاطمى « ادريسى » آنجا مقام دارد . « 6 » به نوشتهء ابن حوقل ، طنجه به آل ادريس تعلق دارد كه ماليات خود را به آنها مىدهند و خراج آنجا را جمع‌آورى مىكنند . « 7 » در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى ، مقدسى مىنويسد : طنجه ناحيتى آباد و گرانقدر است كه شهرهاى خشكى و كرانه‌اى آن آباد و مرفّهند . « 8 » در فاصلهء سالهاى 427 - 431 ق / 1035 - 1039 م ، ادريس بن على بعد از مرگ برادرش ، يحيى ، زمام امور طنجه و ديگر قلمرو پدر را در عدوه از مواطن غماره به دست گرفت . . . سپس به مالقه رفت و رجال دولت را فراخواند و حسن پسر يحيى را به فرمانروايى سبّته و طنجه

--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 119 . ( 2 ) . فتوح مصر و اخبارها ؛ 366 و البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 55 و تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 108 - 109 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 17 - 18 . ( 4 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 67 . ( 5 ) . البلدان ؛ ص 136 . ( 6 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 41 . ( 7 ) . صورة الارض ؛ جز 1 ، ص 81 . ( 8 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 329 .