حسين قرچانلو
342
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
مىگويند ، آب آن رود كم است و زياد نمىشود و در نهرى كه آن را سبو مىگويند فرو مىرود و رود سبو به درياى شور ( مديترانه ) مىريزد . مملكت بنى ادريس وسيع و بزرگ است . « 1 » اصطخرى مىنويسد : طنجه ولايتى بزرگ است و قصبهء اين ولايت را فاس گويند و يحيى فاطمى ( ادريسى ) آنجا مقام دارد و عبيد الله فاطمى تا اين زمان هنوز آن را ( فاس را ) نگشوده است . « 2 » در 345 ق / 956 - 957 م احمد بن سعيد بن ابى بكر اليفرنى ، صومعهء خود را در فاس پىافكند و اين تاريخ بر سنگى كه در پايه شرقى مسجد جامع كار گذاشته شده منقوش است . « 3 » ابن حوقل در وصف فاس مىنويسد : شهرى است داراى ديوار كه آن را حفظ مىكند ؛ غلات فراوان دارد و شهرى حاصلخيز و ارزان است و در اطراف آن صحرايى است كه بربرها در آن به سر مىبرند . از جمله محصولات آن پنبه و گندم و جو است و آب فراوان دارد . « 4 » صاحب حدود العالم همان عقيدهء اصطخرى را دارد كه « فاس شهرى عظيم و قصبهء طنجه است و مستقر ملوك است و جايى با خواستهء بسيار است » . « 5 » مقدسى در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى معتقد است كه فاس ، ناحيه و نام قصبه نيز هست . . . اين خوره ( فاس ) را سوس پايين ( سوس ادنى ) نيز مىنامند . مقدسى اضافه مىكند كه فاس دو شهر بزرگ و مهم است كه هريك بارويى جداگانه دارد و ميان آن دو ، درّهاى پر از باغها و آسيابهاست . دولت فاطمى ( ادريسى ) بر يك سوى آن دست دارد و دولت اموى ( امويان اندلس ) بر سوى ديگر آن ، در نتيجه جنگ و كشتار و دست به دست شدن شهر برقرار است . ساختمانهاى فاس گلين و باروهاى شهر با آجر پخته است ، دژ شميت را اسماعيل بن بورى ( يا نورى بن موسى بن ابى العافيه ) در آنجا ساخت و دژ ديگرى را ابن احمد ( نامى ) در كناره درّه ( ميان دو شهر ) ساخته است . فاس شهرى است پربركت . انجير و زيتون ( فراوان ) دارد ، ولى مردمى سرد و گريزان از جنگ در آن است . دانشمندان آن اندك و سر و صداى فراوان دارند . مقدسى به دو محلهء فاس
--> ( 1 ) . البلدان ؛ ص 137 . ( 2 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 41 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 19 . ( 4 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 81 . ( 5 ) . حدود العالم ؛ ص 180 .