حسين قرچانلو

320

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

گذاشت . « 1 » يعقوبى ، معاصر ابن خرداذبه و بلاذرى ، مىنويسد : از قيروان تا بلاد زاب ده منزل راه است . شهر بزرگ زاب ، طبنه است و همين شهر است كه واليان در آن منزل مىكنند . مردمى به هم آميخته از قريش و عرب و عجم و افريقايى و روم و بربر در آن سكونت دارند . زاب سرزمينى است با وسعت و شهرهايى چون باغايه و تيجس و ميله دارد . « 2 » در 311 ق / 927 - 928 م القائم بامر الله فاطمى وقتى از فتوحات مغرب بازگشت ، شهر مسيله را پىافكند و على بن حمدون را به نظارت در بناى آن گماشت و آن شهر را محمديه ناميد و چون بناى شهر به پايان آمد ، منشور امارت زاب را به على بن حمدون داد و او را به زاب فرستاد . على بن حمدون همچنان بر امارت زاب بود و فرزندانش نزد القائم فاطمى بودند . « 3 » مقدسى زاب را ناحيه‌اى وسيع معرف كرده ، مىنويسد : شهرستانش مسيله است كه خود ناحيتى است و شهرهايش عبارتند از : طبنه ، بسكره « 4 » ، بادس ، تهوذا و أشير . « 5 » بكرى و ادريسى ، طبنه و بسكره ، توزر ، طولقه ، بادس و غيره را جزو شهرهاى زاب دانسته‌اند . « 6 » ياقوت مىنويسد : از اصمّ المنورقى شنيدم كه مىگفت : بسكره ، توزر ، قسنطينه ، طولقه ، قفصه ، نفزاوه ، نفطه و بادس از شهرهاى بزرگ زاب هستند . « 7 » ابو الفداء مىنويسد : زاب نام كوره‌اى بزرگ و رودى است از بلاد مغرب . « 8 » لئون افريقى در قرن دهم هجرى در وصف زاب مىنويسد : اقليمى است در ميان بيابانهاى نوميديا كه مغرب آن ، انتهاى مسيله و مرز شمالى آن ، كوههاى سرزمين بجايه است و در شرق به سرزمين جريد « 9 » ( متصل به تونس ) محدود است . اين اقليم بسيار گرم و خشك است و آب بسيار كمى در آن يافت مىشود ، و اراضى كشاورزى آن در حد بسيار كمى است . فقط تعداد

--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 276 . ( 2 ) . البلدان ؛ ص 129 - 130 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 117 . ( 4 ) . Baskra ( 5 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 315 و 329 . ( 6 ) . المغرب فى ذكر بلاد افريقيه و المغرب ؛ ص 50 و نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 263 . ( 7 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 124 . ( 8 ) . تقويم البلدان ؛ ص 185 . ( 9 ) . توجه داشته باشيد ، قبلا ابن عذارى سرزمين زاب را در بلاد جريد نام برده است ، در حالىكه به گفتهء لئون افريقى بلاد جريد در شرق آن واقع شده است .