حسين قرچانلو

311

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

كشور الجزاير و شمال افريقا . يعقوبى مىنويسد : در سطيف قومى از بنى اسد بن خزيمه ، از كارگزاران ابن الاغلب ، منزل دارند . « 1 » در اواخر قرن سوم هجرى ، ابو عبد الله شيعى ، داعى فاطميان ، مشغول فتح شهرهاى شمال افريقا شد و جماعتى از مردم كتامه را بسيج كرد و به سطيف برد و مدتى آنجا را در محاصره گرفت . على بن جعفر بن عسلوجه ، صاحب سطيف ، و برادرش ، ابو حبيب ، در مقابل او به دفاع پرداختند ؛ سرانجام ابو عبد الله شيعى سطيف را تصرف كرد و مردمش را امان داد ، ولى شهر را ويران كرد . « 2 » اصطخرى در وصف سطيف مىنويسد : شهرى بزرگ و آبادان است و ميان تاهرت و قيروان قرار دارد و مردم آنجا قبيله‌اى از بربر كتامه‌اند . گويند ، عبيد الله به ايشان نيرو گرفت و ابو عبد الله المحتسب كه داعى عبيد الله بود ، ميان ايشان مقام داشت و ايشان را دعوت مىكرد . ميان قيروان و سطيف شانزده مرحله و از سطيف تا تاهرت بيست مرحله راه است . « 3 » ابن حوقل كه هنگام سفر به شمال افريقا سطيف را ديده مىنويسد : شهرى پرخير است و مقابل ميله و مسيله قرار دارد و زير نفوذ ( امير ) قسطنطينه ( قسنطينه ) است و بربرهاى آنجا ، از بخشش خوراك و اولاد خود دريغ ندارند و سابقهء اين كار ( بخشيدن اولاد ) به زمان ابو عبد الله داعى ( فاطمى ) برمىگردد كه مردم از بخشيدن فرزندان و مال خود به او دريغ نداشتند . ابن حوقل مىافزايد : شنيدم كه ابو على بن ابى سعيد مىگفت ، اين بذل و بخشش و كرم ايشان نسبت به مهمان به لحاظ مهر و محبتى بود كه به ابو عبد الله شيعى داشتند . البته ، اين بذل و بخشش به بربرهايى اختصاص دارد كه در سطيف زندگى مىكنند و در جايى ديگر ديده نمىشود . « 4 » صاحب حدود العالم مىنويسد : سطيف شهرى است بزرگ با مردم و زر بسيار ؛ ولى كم‌نعمت است « 5 » . مقدسى در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى ، سطيف را جزو شهرهاى سرزمين مغرب نام برده ، مىنويسد : قبيلهء كتامه جايشان در شهر سطيف است و ايشان بودند كه زمينهء پيروزى عبيد الله ( مهدى ) را فراهم ساختند .

--> ( 1 ) . البلدان ؛ ص 130 . ( 2 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 47 . ( 3 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 42 ، 46 و 48 . ( 4 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 93 . ( 5 ) . حدود العالم ؛ ص 179 .