حسين قرچانلو

235

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

معدن زر است و بازرگانى ايشان بيشتر به زر است » . « 1 » مقدسى در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى وصفى كامل دربارهء تمام سرزمينهايى كه به مغرب معروف است دارد ؛ وى مىنويسد : سرزمين مغرب ، سرزمينى خوش‌منظر ، بزرگ و ثروتمند است . شهرها و ديه‌هاى فراوان با ويژگيهاى شگفت‌انگيز ، رفاه ، مرزهاى استوار و باروهاى بسيار محكم ، باغهاى دلگشا و جزيره‌هاى بسيار دارد ؛ مانند اندلس شگفت‌انگيز و تاهرت زيبا و دلگشا و طنجه ، آن شهر دوردست و سجلماسهء منحصر بفرد و صقلّيه ( سيسيل ) ، آن جزيرهء پرسود كه مردم آن هميشه در جنگ هستند و ثروتشان سالم است . مغرب مانند بصره داراى شهرهايى چند است . مردم به خيرات رغبت دارند ؛ سلطانشان دادگر و حسابدان است ؛ دريا را بهترين همسايه دارند و براى هر آينده و رونده مردم ( مردان جنگى ) دارند . شهرهايش در ميان زيتونستانها فرو رفته و كوههايش در زير درختان انجير و انگور مستور است و پستيهايش پر از درختان است ؛ ولى مرزهايش دور و بيابانهايش بسيار و راههايش دشوار و پرخطر . گوشهء دورافتادهء اسلام است كه برخى بخشهايش در پشت دريا جدا مانده است . كسى را بدانجا رغبت نيست و براى رفتن بدانجا آمادگى نيست و از آن سرزمين پرسش نكنند و درباره‌اش سخن نگويند . نه دانشمندى سرشناس بيرون داد و نه زاهدى مشهور ، مگر اندكى . « 2 » مقدسى اضافه مىكند : من مغرب را با اندلس يك جا نهادم ، ولى به اندلس نرفته‌ام تا آن را خوره‌بندى كنم [ پس آنچه را شنيده‌ام ياد مىكنم ] : نخستين خوره‌اش از سمت مصر ، برقه است ؛ سپس افريقيه ، تاهرت ، سجلماسه ، فاس ، سوس اقصى ، و جزيرهء صقلّيه ( سيسيل ) كه روبروى افريقاست ، اندلس در پشت دريا و سرزمين روم است . فاس خود دو ناحيت دارد : طنجه و زاب . « 3 » ادريسى در قرن ششم هجرى اطلاعات پراكنده‌اى دربارهء شهرهاى مغرب داده ، ولى از تقسيمات آن سخنى به ميان نياورده است . وى بارها از مغرب الاقصى و مردم آن و نوع لباس و پوشاك و خوراك آنها سخن مىگويد ، بدون آنكه از حدود و مرزهاى

--> ( 1 ) . حدود العالم ؛ ص 177 - 178 . ( 2 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 310 - 311 . ( 3 ) . همان ؛ بخش 1 ، ص 311 .