حسين قرچانلو
225
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
سياهترند . در آنجا ، ديهها و شهرها و كشاورزى نباشد . « 1 » مسعودى مىنويسد : در اين سال ، يعنى 332 ق ، صاحب معدن طلا ، ابو مروان بشر بن اسحاقى است از طايفه ربيعه كه با سه هزار كس از ربيعه و بستگان مضرى و يمنى خود در آنجاست و سى هزار نيزهدار اسبسوار بجهاى همراه دارد كه همه سپرهاى بجاويايى دارند و اينان از طايفه حداريهاند و از همهء مردم بجه فقط آنها مسلمانند و بقيه مردم بجه كافرند و بت خود را پرستش مىكنند . « 2 » صاحب حدود العالم مىنويسد : « بجه ناحيتى است ، مشرق و جنوب و مغرب وى بيابان است و شمال آن نيز بيابان است . اين ناحيه ميان حبشه و بجه و نوبه و درياست . مستقر ملك بجه آنجا باشد » . « 3 » به نوشتهء ادريسى : سرزمين بجه مجاور سرزمين حبشه و در سمت شمال آن است . به سرزمين بجه آبادى و شهرى نيست و آن ، بيابان وسيعى است كه مردمى درآنند و مقصد بازرگانانى است كه از آنجا به وادى علاقى قصد سفر دارند . مردم صعيد مصر و بجه به اين سرزمين ( وادى علاقى ) رفتوآمد مىكنند و از شهرهاى بجه ، شهر بخته است كه در واقع آبادى مسكونى است و بازارى دارد و در اطرافش قومى به تربيت شتر مشغولند و معاش ايشان و كسب آنان از همين شتران است كه به شتران بختى مشهورند كه به زيبايى و بردبارى و تندروى ، در جاى ديگرى مانند آنها ديده نمىشود . « 4 » ابو الفداء در قرن هشتم هجرى مىنويسد : بجه از بلاد بربر است ، نه از بلاد بجا كه معادن طلاى آن نزديك علاقى است . « 5 » به نوشتهء حمد الله مستوفى : اين معدن طلا به زمين حبشه حاصل نيكو دهد . جاى آن در مفازه ( بيابان ) ، ميان مصر و نوبه و حبشه و بحر قلزم واقع است . « 6 » علاقى ، سرزمين طلاخيزى است كه ميان سرزمين نوبه و بجه و عيذاب مصر واقع است . « 7 » يعقوبى مىنويسد : كسى كه آهنگ رفتن به معادن طلا داشته باشد ، بايد از أسوان حركت كند و از اماكنى به نامهاى ضيقه ، بويب ، بيضية ، بيت ابن زياد ، غديفر ، كوه سرخ ،
--> ( 1 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 31 و 37 و ر . ك : صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 48 و 55 . ( 2 ) . مروج الذهب ؛ ج 1 ، ص 381 . ( 3 ) . حدود العالم ؛ ص 197 . ( 4 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 46 - 47 . ( 5 ) . تقويم البلدان ؛ ص 603 . ( 6 ) . نزهة القلوب ؛ ص 201 . ( 7 ) . اطلس تاريخ الاسلام ؛ ص 328 - 329 .