حسين قرچانلو

210

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

يوسف سنگ لاهون يا « سد سنگى » را بنا كرد و آن را با گچ و آهك و آجر و صدف مانند ديوارى بلند و محكم استوار ساخت و بر بالاى آن دريچه‌اى گذاشت و در پشت آن خليجى را در سمت شرقى حفر كرد و در سمت غرب آن نيز خليج ديگرى حفر كرد كه هر دو خليج به هم متصل بود . . . هرگاه آب از آن خليج به خليج شرقى جارى مىشد و به نيل مىرسيد ، آب از خليج غربى به صحراى تنهمت كه در جانب غربى شهر بود ، جارى مىشد ، بنابراين ديگر آبى در خليج غربى باقى نمىماند . « 1 » در قرن هفتم هجرى ياقوت آنچه را جغرافيادانان قبل از او در وصف فيّوم گفته‌اند تأييد كرده ، مىنويسد : ميان فيّوم و فسطاط چهار روز راه در بيابان است . فيّوم در سرزمينى دايره‌اى شكل قرار دارد و نيل در بالاى آن جارى است ؛ به همين جهت آب نيل بر آن هموار نمىشود ؛ پس ، يوسف ( ع ) نهرى بزرگ حفر كرد و آب نيل را به فيّوم آورد . خراج فيّوم در 355 هجرى ، هزار دينار بود كه به كافور اخشيدى تسليم شد . گفته‌اند كه در ناحيهء فيّوم ، 360 دهكده بوده كه هر دهكده به سبب فراوانى نعمت كفاف يك روز مصر ( فسطاط ) را مىداده است . مردم آن ناحيه با وجود محصولات كشاورزى خودكفا هستند . اكنون عايدات شهر يك دهم قبل است . « 2 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء مىنويسد : فيّوم كرسى ولايتى است به همين نام ؛ در آن ، حمامها و بازارها و مدارسى است از آن شافعيان و مالكيان . شهر ، بر دو جانب نهر يوسف واقع است . ميان فسطاط و فيّوم چهل و هشت ميل فاصله است . « 3 » به نوشتهء حمد الله مستوفى : موضع فيّوم به زمان يوسف ( ع ) صحرايى بىنفع بود ؛ يوسف ( ع ) نهرى از نيل به آنجا برد و در مدت هفتاد روز آن ناحيه آباد و مردم‌نشين شد ؛ فرعون گفت : « هذا عمل الف يوم » ؛ از آن به بعد الفيّوم خوانده شد . « 4 » به شهادت كتاب ابن خرداذبه ، مصر و نواحى آن حدود نود ناحيه و شهر بوده است كه وصف همهء آنها از حوصلهء اين كتاب خارج است . از اين‌رو ، در اين فصل نواحى و شهرهاى مهم معرفى و توصيف شدند .

--> ( 1 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 327 . ( 2 ) . معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 286 - 287 و آثار البلاد و اخبار العباد ؛ ج 1 ، ص 311 - 312 . ( 3 ) . تقويم البلدان ؛ ص 155 . ( 4 ) . نزهة القلوب ؛ ص 272 .