حسين قرچانلو
15
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
بوده است . سيف الدوله حمدانى در 333 ق آهنگ حلب كرد و آن شهر را از يانس المونسى گرفت . در 351 ق دومستيكوس يا دمستق ( امپراتور بيزانس ) با سپاهيان روم به حلب حمله كرد . . . مردم حلب به دفاع از شهر برخاستند . . . سرانجام روميان به شهر درآمدند و خلق كثيرى را كشتند و بيش از سه هزار تن از دختران و پسران را اسير كردند و شهر را به آتش كشيدند . « 1 » صاحب حدود العالم مىنويسد : حلب شهرى است بزرگ ، خرم و آبادان ، با مردم و خواستهء بسيار ؛ يك باره دارد كه « سوار بر سر وى ، گرداگرد وى بگردد » . « 2 » به نوشتهء مقدسى ، حلب شهرى زيبا ، ساده و بارودار است و مردمش خوشزبان و مرفّه و خردمندند . ساختمانهاى آن خوشبنا و ساخته شده از سنگ است . در ميان شهر دژى بزرگ و استوار است كه چاه آب دارد و انبارهاى شاه در آن است . مسجد جامع در ميان شهر است . آب آشاميدنى مردم از نهر قويق است كه به شهر وارد مىشود و به خانهء سيف الدوله ( حمدانى ) مىرسد . شهر ( حلب ) بزرگ نيست ، ولى پايتخت سلطان است و هشت دروازه به اين نامها دارد : حمص ، رقّه ، قنّسرين ، يهود ، عراق ، بطيخ ، انطاكيه و اربعين كه دروازهء اخير بسته است . مقدسى اضافه مىكند كه از حلب پنبه و پارچه و اشنان و خاك سرخ كه در رنگرزى از آن استفاده مىشود ، صادر مىگردد . « 3 » ابن خلدون در شرح تاريخ حلب گويد : در 473 ق مسلم بن قريش ( از بنى عقيل ) به حلب درآمد و قلعهء آن را محاصره كرد ؛ آنگاه پسر خود ابراهيم را نزد سلطان ملكشاه فرستاد و او را از تصرف حلب آگاه كرد و از او خواست حكومت حلب را به او دهد ؛ سلطان نيز چنين كرد . در 488 ق تاج الدوله تتش ، والى شام ، مرد . پس از او ميان پسرانش ، رضوان و دقاق ، اختلاف افتاد . دقاق در دمشق به حكومت نشست و رضوان حلب را به پايتختى برگزيد . « 4 » در محرم 522 عماد الدين زنگى به حلب آمد . . . مردم حلب به استقبال او شتافتند . او بر سراسر آن نواحى مستولى شد و اعمال حلب را به امرا و
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 332 - 333 و 338 . ( 2 ) . حدود العالم ؛ ص 172 . ( 3 ) . احسن التقاسيم ؛ ص 157 و 181 . ( 4 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 94 و 381 - 382 .