حسين قرچانلو
191
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
و به ابن صوفى مشهور گشت . ابن طولون با ارسال سپاهى او را شكست داد . ابن صوفى گريخت و سپس در 259 ق دوباره به نواحى صعيد بازگشت و به اشمونين رفت . ابن طولون مجددا سپاهى به دفع او فرستاد . اينبار علوى به عيذاب گريخت و به مكّه رفت ، ولى در آنجا دستگير و نزد ابن طولون فرستاده شد ؛ ابن طولون او را آزاد كرد . « 1 » در 270 ق و هنگام فرمانروايى احمد بن طولون بر مصر ، احمد بن محمد بن عبد الله بن ابراهيم از فرزندان حسن بن على ( ع ) در صعيد مصر قيام كرد . ابن طولون او را دستگير كرد و كشت . « 2 » ابن خرداذبه صعيد را يكى از نواحى مصر دانسته است . « 3 » يعقوبى كورههاى صعيد مصر را نام برده و هريك را جداگانه وصف مىكند . همچنين مىگويد : عجمهاى مصر همگى قبطيانند . آنان كه در صعيد هستند مريس ، و آنان كه پايينتر از صعيد و احتمالا از بلاد كفر و هممرز با صعيدند بيما نام دارند . « 4 » ابن فقيه مىنويسد : از آثار گذشته كه تا زمان او در مصر باقى بوده حائط العجوز بر ساحل رود نيل است كه پيرزنى آن را ساخته است . « 5 » در 307 ق عبيد الله مهدى فرزند خود ، ابو القاسم را با سپاهى ( براى بار دوم ) روانهء مصر كرد ؛ او ابتدا اسكندريه و سپس جيزه و اشمونين و بسيارى از نواحى صعيد را تصرف كرد . « 6 » اصطخرى مىنويسد : بر جانب جنوبى رود نيل به جايگاهى كه آن را صعيد گويند معدن زبرجد و زمرد باشد ، در بيابانى دور از عمارت و زمرد و زبرجد را جز اين ، هيچ معدنى ديگر نشناختهاند . « 7 » وى اضافه مىكند : در زمين صعيد مصر نوعى خر پرورش مىدهند كه به سملاقى معروف است و گفتهاند كه در جفتگيرى گورخر با خر اهلى به وجود مىآيد . « 8 » مسعودى مىنويسد اجساد انسانهايى در بعضى نواحى مصر و صعيد در غارها و گودالها و جاهاى ديگر روى هم انبوه شده و كس نداند از كدام اقوام بودهاند . نه نصارا آنها را از اسلاف خود مىدانند و نه يهود آنها را از قدماى خود شمارند
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 432 . ( 2 ) . مروج الذهب ؛ ج 2 ، ص 690 و 741 . ( 3 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 63 . ( 4 ) . البلدان ؛ ص 110 - 111 و 118 - 119 . ( 5 ) . مختصر كتاب البلدان ؛ ص 60 و مروج الذهب ؛ ج 1 ، ص 348 - 349 . ( 6 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 53 . ( 7 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 54 . ( 8 ) . همان ؛ ص 57 .