حسين قرچانلو
13
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
مىنويسد : هركس از شاهراه مغرب رهسپار شود ، از حلب به شهر قنّسرين مىرسد . « 1 » اصطخرى مىنويسد : قنّسرين ، قصبهء حلب است كه بر سر راه عراق و مرزهاى شام قرار دارد و آن ناحيه را كورهء قنّسرين خوانند . « 2 » ولى ابن حوقل مىنويسد : حلب از شهرهاى اردوگاه قنّسرين و آباد و پرجمعيت و پرنعمت است و بر سر راه عراق به مرزهاى شام قرار دارد . « 3 » همزمان با ابن حوقل ، صاحب حدود العالم مىنويسد : قنّسرين شهرى است خرم و آبادان . « 4 » در نيمه دوم قرن چهارم هجرى مقدسى مىنويسد : قصبهء قنّسرين ، شهر حلب است و ديگر شهرهايش انطاكيه ، بالس ، سويديه ، سميساط ، منبج و قنّسرين . . . است و قنّسرين شهرى است كه مردمش پراكنده شدهاند . « 5 » در قرن ششم هجرى ادريسى در وصف اين شهر مىنويسد : قنّسرين شهرى است كه نواحىاش بدان منسوب است . . . شهر بارويى استوار داشته است كه در ايام كشته شدن حسين بن على ( ع ) به فرمان يزيد بن معاويه ويران شده است و امروز فقط آثارى از آن بارو باقى است و قلعهاى محكم دارد و در آن بازارهايى است كه در كنار رود قويق واقع است . « 6 » ابن جبير ، سيّاح اندلسى ، كه در اواخر قرن ششم هجرى قنّسرين را ديده ، مىنويسد : شهرى است شهرهء روزگار ، امّا اينك ويرانىاش فزوده ، چنان گشته كه گويى ديروز نبوده است و جز آثارى فرسوده و فرو ريخته از شهر اصلى چيزى برجاى نمانده است ؛ ولى روستاهاى آن آباد است و كشتزارى بزرگ دارد . « 7 » ياقوت در قرن هفتم هجرى مىنويسد : از قنّسرين امروز چيزى باقى نمانده ، جز شهركى و كاروانسرايى كه كاروانها در آن فرود مىآيند و عشرگاه ( جايى كه 10 / 1 ماليات مىگيرند ) و پيش بندرى كوچك براى سلطان است . « 8 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء مىنويسد : قنّسرين در آغاز اسلام مركز تجمع سپاه مسلمانان بود ؛ ولى امروز آبادى كوچكى است ؛ در پايين آن ، رود قويق جارى است و تپهء قنّسرين مشرف بر
--> ( 1 ) . البلدان ؛ ص 102 . ( 2 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 64 . ( 3 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 163 . ( 4 ) . حدود العالم ؛ ص 172 . ( 5 ) . احسن التقاسيم ؛ ص 154 - 155 . ( 6 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 648 . ( 7 ) . ابن جبير ، محمد بن احمد ؛ سفرنامهء ابن جبير ؛ ص 313 . ( 8 ) . معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 404 .