حسين قرچانلو
165
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
اسد الدين شيركوه به اسكندريه لشكر كشيد و آنجا را به صلح گشود و برادرزادهء خود ، صلاح الدين ، را در اسكندريه نهاد . در 570 ق فرنگان صليبى به ساحل اسكندريه رسيدند ؛ مردم شهر بر باروها آمدند و با آنان به جنگ پرداختند ؛ فرنگان منجنيقها نصب كردند ؛ امراى مسلمان شهرها از هر سو به اسكندريه آمدند و براى جنگ بيرون شهر گرد آمدند و بر دشمن ظفر يافتند ؛ در پايان روز بشارت دادند كه صلاح الدين ايوبى بر شهر مسلط شده است . « 1 » ابن جبير سياح اندلسى كه در 578 ق به اسكندريه آمده ، در وصف اين شهر و آثار آن مىنويسد : نخستين ويژگى اسكندريه بنيادگذارى و طرح شهر و وسعت و عظمت ساختمانهاى آن است ؛ تا آنجا كه ما به حقيقت ، شهرى را كه راههايش وسيعتر و ساختمانهايش بلندتر و زيباتر و باشكوهتر از اسكندريه باشد نديدهايم ، بازارهاى آن در نهايت شكوه و رونق و پرنعمت است و شگفتآور اينكه در شالودهريزى اين شهر ، بناهاى زيرزمينى و استوار در نظر گرفته شده است ؛ زيرا آب نيل از زيرزمين به تمام خانهها و كوچههاى آن روان است . در اين شهر ستونها و لوحهاى مرمرين ديديم كه از فزونى شماره و بلندى و گستردگى و قطر و زيبايى در پندار نگنجد ، تا آنجا كه در برخى از گذرگاهها ستونهايى وجود دارد كه سر به آسمان مىسايد و مراد از ساختن و برافراشتن آنها معلوم نيست ؛ به ما گفتند اين ستونها در قديم تختگاه ويژهء فيلسوفان آن ديار و برجستگان علمى آن روزگار بوده است و خدا داناتر است ؛ اما چنين به نظر مىرسد كه اين ستونها براى رصدگيرى ( ستارگان ) بوده باشد . از محاسن و مفاخر اين شهر ، وجود مدارس و محارس ( غريبخانهها و خوابگاهها ) براى طالبان علم و اهل اعتكاف و تعبّد است . توجه سلطان ( ايوبى ) به غريبان بيگانه تا آن درجه است كه گرمابههايى ويژه براى ايشان تعيين كرده است و نيز بيمارستانى براى درمان غريبان اختصاص داده و پزشكانى را بر آنان گماشته كه به احوال آنان رسيدگى كنند . از ديگر شگفتيهاى اسكندريه فزونى مساجد در اين شهر است كه برخى حدود دوازده هزار باب و پارهاى ، هشت هزار باب ، بيشتر يا كمتر ، تخمين مىزنند و چه بسا چند مسجد در يك
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 326 ، 382 و 440 .