حسين قرچانلو

143

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

چنان كه نقل كرده‌اند ، پاسدارى شبانهء قصر خليفه تشريفات باشكوهى داشت . پس از آنكه مؤذن موعد اداى نماز شب را اعلام مىداشت و نماز را يكى از پيشوايان دينى به جاى مىآورد ، اميرى راه پلكانهاى قصر خليفه را در پيش مىگرفت ؛ در پايان نماز ، وى به دستهء طبل‌زنها و شيپورچيها دستور مىداد تا طبل و شيپور بنوازند . در حدود يك ساعت نغمات دل‌انگيزى مىنواختند . آنگاه ، افسرى كه متصدى و مسئول اين امر بود ، از قصر بيرون مىآمد ، نيزه‌اى به دست مىگرفت و نخست آن را در درگاه قصر بر زمين مىكوفت و سپس نيزه را به چابكى برمىگرفت و در را مىبست و هفت‌بار به دور قصر مىگشت . پس از آنكه وى گشت خود را به پايان مىرساند ، پاسداران و قراولان را تعيين مىكرد . زنجيرى در كم عرضترين نقطهء ميدانى كه به بين القصرين معروف بود كشيده مىشد . از آن ساعت به بعد ، در آن ميدان ، عبور و مرور تا ساعتى كه صداى شيپور سپيدهء صبح را اعلام مىداشت قطع مىشد ؛ آنگاه ، زنجير را جمع مىكردند و رفت‌وآمد دوباره شروع مىشد . « 1 » ناصر خسرو كه خود درون قصر را ديده مىنويسد : « چون از بيرون ، شهر را بنگرند ، قصر سلطان چون كوهى نمايد از بسيارى عمارات و ارتفاع آن . چون از در سراى به درون شدم ، عمارتها و صفه‌ها و ايوانها ديدم كه اگر وصف كنم ، به درازا كشد . دوازده قصر در هم ساخته ؛ همه مربعات كه در هريك كه مىرفتى از ديگرى نيكوتر بود و هريك به مقدار صد ارش در صد ارش . يكى از اين جمله ، قصرى بود شصت اندر شصت ارش ؛ و تختى به تمامت عرض خانه نهاده به بلندى چهار گز از سه جهت ، آن تخت همه از زر بود ، شكارگاه و ميدان و غيره بر آن تصوير شده و كتابتى به خط پاكيزه بر آنجا نوشته » . « 2 » همين جهانگرد اضافه مىكند : « در پيش مصر جزيره‌اى در ميان نيل است كه وقتى ، نهرى كرده بودند ؛ آن جزيره مغربى شهر بود و در آنجا مسجد آدينه‌اى است و باغهاست و آن [ اشاره به جزيره است ] پاره‌سنگى بوده است در ميان رود . دو شاخ از نيل ، هريك به قدر جيحون ، تقدير كردم ؛ اما بس نرم و آهسته مىرود و ميان شهر و جزيره ، جسرى ( پلى ) بسته‌اند به سى و شش پاره كشتى ؛ و بعضى از شهر ، ديگر

--> ( 1 ) . قاهره ؛ ص 37 - 38 . ( 2 ) . سفرنامه ؛ ص 62 و 79 .