حسين قرچانلو

138

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

ابن خرداذبه ، مصر را به خوره‌هاى ( نواحى ) متعدد تقسيم كرده است . او مىنويسد : هنگام حملهء مسلمانان به مصر ، مغرب و قبط ( مصر ) در تصرف روم بود . دربارهء مساحت مصر نيز مىنويسد : درازاى مصر از شجرتين ، ميان رفح و عريش ، تا أسوان « 1 » است و پهناى مصر از برقه ( در لوبيه ) تا بندر ايله در كنار درياى قلزم است و اين مسافت چهل شبانه‌روز در چهل شبانه‌روز راه است . ماليات مصر در روزگار فراعنه 96000000 دينار بود ، اما مالياتى كه عبيد اللّه بن حبحاب به دوران امويان از مصر مىگرفت 2723837 دينار بود . بعدها ، والى بنى عباس ، موسى بن عيسى ، از آنجا 2180000 دينار مىگرفت . « 2 » به نوشتهء يعقوبى ، فسطاط همان جايى است كه به قصر هم معروف است . چون عمرو عاص در خلافت عمر بن خطاب در سال 20 ق باب اليون را فتح كرد ، قبايل عرب همراه او پيرامون فسطاط بنياد ساختمان نهادند ؛ بدين جهت آن محل فسطاط خوانده شد . عمرو بن عاص مسجد جامع و دار الاماره آن را كه به دار الرمل معروف شد بنا كرد و بازارها را در طرف شرقى نيل به گرد مسجد جامع برپا و براى هر قبيله ، كارگزارى تعيين كرد و قلعهء جيزه را در طرف غربى نيل مقابل فسطاط بنا نهاد و آنجا را پاسگاهى مرزى براى مسلمانان قرار داد . عمرو بن عاص همهء خوره‌هاى مصر را به صلح فتح كرد ؛ بجز شهر اسكندريه كه پس از سه سال مقاومت ، سرانجام ، آن را در 23 ق فتح كرد . « 3 » مهمترين كشورهاى اسلامى مصر فسطاط ( قاهره قديم ) نخستين شهر اسلامى مصر كه در آغاز فتح آن ، مركز حكومت و سپاه بود در اطراف قلعهء بيزانسى باب اليون ساخته شد . فسطاط به معناى چادر است . چون كبوترى جنگلى بر بالاى آن آشيان كرده و جوجه آورده بود ، جايگاه به وجود آمدن شهر فسطاط گرديد . در پاپيروسهاى دو زبانه ارتباط ميان لفظ عربى فسطاط و كلمهء يونانى « فسّاطن » « 4 » كه به معناى « اردوگاه واقع در ميان سنگر » است ،

--> ( 1 ) . asuan , Oswan ( 2 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 63 - 64 . ( 3 ) . البلدان ؛ ص 109 - 110 . ( 4 ) . Phossaton