حسين قرچانلو

122

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

عسقلان « 1 » يا اشقلون شهرى است باستانى بر ساحل فلسطين جنوبى . اين شهر از شهرهاى پنجگانهء فلسطينيان بود كه به مسافت ده ميل از غزّه به سمت شمال در ساحل مديترانه واقع است . عسقلان ، مسقط الرأس هيروديس بزرگ ، پادشاه بيت المقدس بود . در دورهء روميان به سبب بازيها و مراسم دينى كه در آن انجام مىشد ، از مراكز با رونق تمدن هلنيستى بود . « 2 » به نقل بلاذرى ، عمر بن خطّاب به معاويه نوشت كه كار فتح بلاد فلسطين را دنبال كند و او عسقلان را به صلح گشود . به روايتى ، عمرو عاص عسقلان را پيش از آن فتح كرده بود ؛ سپس مردم آن ، عهد خود شكسته بودند و روميان نيز آنان را امداد كرده بودند ؛ پس معاويه آن را گشود و مرابطان و محافظان را بر آن گماشت . روميان در ايام ابن زبير ، عسقلان را ويران كردند و مردمش را از آنجا براندند . چون عبد الملك بن مروان حكومت يافت ، عسقلان را بساخت و مستحكم كرد و قومى از عرب را در آنجا سكونت داد و زمينهايى به مرابطان آن ناحيه اقطاع داد . قبلا هم در عسقلان زمينهايى به امر عمر و عثمان به اعراب به اقطاع داده شده بود . « 3 » به گفتهء ابن خرداذبه و بعدها اصطخرى عسقلان يكى از نواحى اردوگاه فلسطين بوده است . « 4 » صاحب حدود العالم در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى عسقلان را از شهرهاى شام بر كران درياى روم ياد كرده كه در آن مسلمانانند و شهرى با نعمت بسيار و كشت و برز و خواستهء فراوان بوده است . « 5 » مقدسى مىنويسد : عسقلان شهرى بزرگ در كرانهء درياست ؛ پر از باغچه و ميوه و مركز انجير صحرايى است ؛ جامع آن در بازار بزّازهاست و با مرمرفروش شده و دلگشا و زيبا و مستحكم است ؛ ابريشم بسيار خوب و خيرات فراوان دارد ؛ زندگانى در آن مرفّه است ؛ بازارهاى زيبا دارد ؛ ولى بندرگاه آن خراب است و مارهايش موذى هستند ؛ رباطى دارد كه محل دادوستد بازرگانان و خريد و فروش اسيران است . « 6 » ناصر خسرو كه از طريق دريا به عسقلان آمده مىنويسد : بازار و جامع نيكو دارد . طاقى

--> ( 1 ) . Asqalan ( 2 ) . قاموس كتاب مقدس ؛ ص 71 و دايرة المعارف فارسى ؛ ج 2 ، ص 1733 . ( 3 ) . فتوح البلدان ؛ ص 206 - 207 و 209 . ( 4 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 61 . ( 5 ) . حدود العالم ؛ ص 171 - 172 . ( 6 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 244 و 249 .