حسين قرچانلو
97
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
استوارى ديوار اورشليم بيفزود . « 1 » سرانجام ، پادشاه آشور ، تيگلت پيلسر ، در 741 ق . م به كشور اسرائيل تاخت و شهرهاى زيادى را به تصرف درآورد و نزديك به شصت هزار نفر را به اسارت گرفت . بعدها ، پادشاه ديگر آشور ، شلمنّصر پنجم ، به خاك اسرائيل لشكر كشيد و آنجا را غارت و تاراج كرد و مردم را به اسيرى برد . سپس در 586 ق . م بخت النّصّر ( نبوكد نصّر ) به اسرائيل تاخت و آنجا را ويران كرد . « 2 » به نوشتهء يعقوبى ، بخت النصّر تورات و آنچه از كتابهاى پيامبران در هيكل اورشليم بود گرفت و در چاهى نهاد و آتش در آن افكند و از خاك انباشتهاش ساخت . ارمياى پيامبر هم در اين زمان بود و چون از آمدن بخت النصّر آگاه شد ، تابوت عهد را برداشت و آن را در غارى پنهان ساخت . شمارهء كسانى كه بخت النصّر به زمين بابل كوچ داد ، هجده هزار نفر بود كه هزار پيامبر در ميان آنان بود . « 3 » چون كوروش ، شاه هخامنشى ، به تخت سلطنت بابل نشست ، امر كرد اسراى قوم به شهر خود بازگردند و خانهء مقدس را بنا كنند . بعد از چندى ، نحميا كه از جانب پادشاه ايران در اورشليم حكومت داشت ، به رغم مخالفت بعضى از سران يهود ، حصارهاى شهر اورشليم را بنا كرد . « 4 » در قاموس كتاب مقدس از قول يوسيفوس ، مورخ معروف ، آمده است كه اسكندر ذو القرنين در 332 ق . م به اورشليم آمد ؛ كهنه به استقبال وى شتافتند و از عطاياى او برخوردار شدند . اسكندر ماليات سالهاى هفتم را كه سال يوبيل مىگفتند به ايشان بخشيد . در 320 ق . م بطلميوس سوتر ، از سرداران اسكندر ، با لشكر به قصد اورشليم آمد و آنجا را محاصره كرد ؛ آن روز ، شنبه بود و چون يهوديان از محاربه در اين روز امتناع داشتند ، وى شهر را گشود ؛ جمعى از اهالى شهر را اسير كرد و به افريقا برد . بعد از رفتن بطلميوس سوتر يكى از بزرگان و شجاعان يهود به نام سيمون عادل رئيس كهنه شد و هيكل را وسعت داد و حصارهاى شهر اورشليم را استوار كرد . بطلميوس فيلادلفوس نيز عطاياى بسيار و گرانبها به هيكل تقديم كرد . در 203 ق . م
--> ( 1 ) . قاموس كتاب مقدس ؛ ص 123 و تاريخ يعقوبى ؛ ج 1 ، ص 74 - 75 . ( 2 ) . تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ؛ ص 102 - 103 ، 107 و قاموس كتاب مقدس ؛ ص 123 . ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ؛ ج 1 ، ص 78 . ( 4 ) . قاموس كتاب مقدس ؛ ص 123 و انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ؛ ص 60 - 61 .