حسين قرچانلو

84

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

نجوم جستجو مىكرد . از آثار مهم او در نجوم دو كتاب نهاية الادراك فى دراية الافلاك و التحفة الشاهية فى علم الهيئة است كه با هم مشابهت فراوان دارند . در واقع التحفة الشاهية نسخه اصلاح شده و خلاصه شده نهاية الادراك است . كتاب نهاية الادراك فى دراية الافلاك يك اثر نجومى محض نيست ، بلكه از مسائل مربوط به جهان‌شناسى ، مسّاحى ، انواء ( هواشناسى ) ، مكانيك و نورشناختى گفتگو مىكند . ويدمان دانشمند آلمانى كه دربارهء اين كتاب تحقيق كرده ، آن را بهترين كتاب در زمينهء كيهان‌نگارى به زبان عربى كه خالى از رياضيات است ، شناخته است . گفتار قطب الدين مسعود دربارهء شكل و محل و حركت زمين ، بسيار جالب است و بيشتر به سوى نفى حركت زمين ( نظريه بطلميوسى ) گرايش دارد . وصف او از درياها و اقليمها مانند معمول از منجمان گرفته شده ، ولى كاملتر است ؛ چنان كه در چند مورد مطالبى ارائه مىدهد كه براى رسم يك نقشه جغرافيايى كافى است . قطب الدين اطلاعات مهمى دربارهء هند و جاوه دارد . اطلاعات او دربارهء مغرب نيز بىاهميت نيست . گويند : هنگامى كه ارغون خان مغول با امپراتور فرانسه و دربار پاپ روابط سياسى برقرار كرد ، قطب الدين مسعود در سال 688 / 1289 نقشه‌اى از درياى مغرب ( مديترانه ) و سواحل آن را به او نشان داد كه محل شهرهاى آسياى صغير با دقت بر آن تصوير شده بود . در محافل اروپا از قطب الدين مسعود ، به‌طورى كه شايستهء وى است ، تقدير به عمل نيامده و هنوز هم هيچيك از آثار وى منتشر نشده است . اطلاعات ما دربارهء قطب الدين مديون تحقيقات ويدمان آلمانى است كه ضمن تحقيق در شرح حال اين دانشمند آراى او را دربارهء چند مسأله علمى توضيح داده است . « 1 » آخرين زيجى كه اين سلسله آثار جغرافيايى را كامل مىكند زيج الغ بيك ( 796 - 853 / 1393 - 1449 ) ( الغ بيك نوادهء تيمور لنگ ) است . وى پيشگامانى چون غياث الدين جمشيد كاشى ، قاضىزاده رومى و معين الدين كاشانى را به دربار خود فراخواند و آنان جداول جغرافيايىاى ( زيج سلطانى ) كه مقدمهء آن را شخص

--> ( 1 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 130 و 131 .