حسين قرچانلو
63
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
كه اختلاف ميان دو كتاب از لحاظ مطالب مقتبس از منابع يونانى بسيار اندك است . اهميت اساسى كتاب سهراب در فراوانى مطالب منقول از منابع ديگر اسلامى است . گويا مؤلف مىخواسته بر مطالب خوارزمى كه يك قرن پيش فراهم آمده بود ، مايههاى تازهاى بيفزايد . اين نكته بخصوص دربارهء كوهها و رودها كاملا صادق است . وصف وى از شبكه كانالهاى دجله در بغداد چنان رساست كه در دههء هفتم قرن گذشته ( قرن 19 ) توجه لسترنج را جلب كرد . او در وصف سرزمين سواد مطالبى اساسى از كتاب سهراب اقتباس كرد . سهراب دلتاى نيل را چنان توصيف كرده است كه گوست « 1 » خاورشناس مىگويد : سهراب مصر را از نزديك مىشناخته و از مردم آنجا بوده است . « 2 » آخرين نكتهاى كه ذكر آن خالى از لطف نيست اينكه اثر سهراب در مقايسه با اثر خوارزمى به عربى استوارترى نوشته شده و سبك وى در سطح نثر علمى متداول است ، ولى سبك خوارزمى از لحاظ زبان پيچيده است و اين نشان مىدهد كه در دوران خوارزمى سبك نثر رسالههاى علمى به زبان عربى هنوز كامل نبوده است . « 3 » جا دارد كه از معاصر جوانتر خوارزمى فيلسوف نامدار ، ابو يوسف يعقوب بن اسحاق كندى ( 260 / 873 ) نيز نام ببريم . كندى در جغرافيا كتابى به نام رسم المعمور من الارض نوشت . اين كتاب وصف مناطق مسكونى زمين است « 4 » و يكى از نخستين ترجمههاى كتاب الجغرافياى بطلميوس به نام وى ثبت شده است . به احتمال قوى كتاب رسم المعمور من الارض همان است كه مسعودى در فصل مربوط به اقيانوسها از آن استفاده كرده است . « 5 » به نوشته نلّينو در تأليفات متعدد دورهء اسلامى نوع ديگرى از منازل قمر به كار رفته است كه اساس آن تقسيم به قسمتهاى مساوى بوده است . اين روش را دانشمندان احكام نجوم در اوايل قرن سوم هجرى قمرى از كتابهاى هندى اقتباس كردند و شايد نخستين كسى كه از اين روش پيروى كرد كندى بوده است . « 6 » بعد از وى منجم معروف ابو معشر جعفر بن محمد بلخى
--> ( 1 ) . Guest ( 2 ) . Delta , p . 305 . ( 3 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 113 - 115 . ( 4 ) . خدمات مسلمانان به جغرافيا ؛ ص 31 . ( 5 ) . التنبيه و الاشراف ؛ ص 24 و 46 . ( 6 ) . تاريخ نجوم اسلامى ؛ ص 151 .