حسين قرچانلو
346
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
لاذق محدود است . « 1 » ابن بطوطه در وصف لاذق مىنويسد : اين شهر را « دونغوزله » هم ناميدهاند و معناى آن شهر خوكهاست . اين شهر از بهترين و پرجمعيتترين شهرهاست و هفت مسجد جمعه و باغهاى آراسته و چشمههاى پرآب و بازارهاى خوب دارد . يك نوع پارچهء پنبهاى در آن شهر بافته مىشود كه بىنظير است . . . اين پارچه به لاذقى معروف است . بافندگان آن بيشتر زنان رومى هستند كه گروه بيشمارى از آنان تحت ذمهء مسلمانان بهسر مىبرند . . . مردم لاذق ، بلكه همهء مردم آن نواحى از منكرات نمىپرهيزند . . . پادشاه لاذق ، سلطان ينتج ، يكى از بزرگترين سلاطين بلاد روم است . ابن بطوطه از پذيرايى گرمى كه پادشاه از او و همراهانش كرده بود ، تعريف مىكند . « 2 » بندر سمسون ( صامصون يا سامسون ) . اين بندر كه روميها به آن امىسوس « 3 » مىگفتند « 4 » ، در كنار درياى سياه قرار دارد . در حكومت سلاجقهء روم از بنادر مهم و معروف آسياى صغير در كنار درياى سياه بوده است . آقسرايى مىنويسد : ايلخان مغول ، هلاكو خان ، ولايت دانشمنديه از سيواس تا ساحل سينوب و سامسون را به سلطان ركن الدين داد و قرار شد كه توقات مقر فرمانروايى او باشد ؛ « 5 » ولى اندكى بعد به سبب هرجومرج در بلاد روم قرار بر اين شد كه اين ولايت دو قسمت شود و قسمتى را ( ولايت دانشمنديه از سيواس و توقات و . . . سواحل سينوب و سامسون ) مجير الدين امير شاه صاحب شود ، « 6 » ولى وقتى مجير الدين تصميم گرفت كه از آقسرا به سامسون برود مهذب الدين مسعود بك فرزند معين الدين پروانه ساحل سامسون را غارت كرد و حاصل شهر و ولايت و موجودى دار الضرب شهر را به تاراج برد . « 7 » به نوشتهء ابو الفداء ، سامسون فرضهاى است مشهور و كشتيهاى قرم ( كريمه ) به آنجا رفتوآمد دارند . ابن سعيد مىگويد : سامسون در مشرق رودى است كه از اماسيا مىآيد و از سامسون مىگذرد .
--> ( 1 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 921 . ( 2 ) . سفرنامهء ابن بطوطه ؛ ج 1 ، ص 320 - 322 . ( 3 ) . Amysos ( 4 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 155 . ( 5 ) . تاريخ سلاجقه ( مسامرة الاخبار و . . . ) ؛ ص 62 . ( 6 ) . همان ؛ ص 154 . ( 7 ) . همان ؛ ص 256 و 265 .