حسين قرچانلو
336
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
تأييد كردهاند . « 1 » طرسوس . اين شهر مهمترين مرز اسلامى بود كه پادگانى نيرومند متشكل از نيروهاى سواره و پياده آن را حفظ مىكرد . به نوشتهء بلاذرى ، حسن بن قحطبهء طائى در سال 162 هجرى قمرى با سپاهى از مردم خراسان و . . . از سمت طرسوس به جنگ با روميان رفت او در بازگشت با مهدى عباسى از ساختن و مستحكم كردن شهر طرسوس و گماردن جنگجويان در آنجا سخن گفت . « 2 » هارون الرشيد در سال 171 هرثمة بن اعين را به جنگهاى تابستانى فرستاد و دستور داد كه شهر طرسوس را بازسازى كند و در آنجا بناهايى بسازد . او به دستور رشيد كار ساختمان شهر را به فرج بن سليم ، خادم خود سپرد . . . بعد از بناى شهر ، نخستين گروه سپاهيان اعزامى از مردم خراسان را كه سه هزار تن بودند ، به شهر طرسوس گسيل داشت . گروه دوم را نزديك مداين نگهداشت تا كار بازسازى ، استحكامات و ساختن مسجد طرسوس به پايان رسد ؛ آنگاه آنها را در محرم سال 172 روانه طرسوس كرد . فرج بن سليم زمينهاى ميان دو رودخانه ( اطراف شهر ) را مساحى و به مردم طرسوس به اقطاع واگذار كرد و سپاهيان را نيز در همانجا سكونت داد . « 3 » در سال 218 مأمون عباسى به جنگ روميان رفت و در بذندون درگذشت و در طرسوس مدفون شد . « 4 » ابن خرداذبه مىنويسد : از اذنه تا طرسوس پنج منزل چاپارى راه است و نام طرسوس به رومى تارسم بوده است . « 5 » به نوشته اصطخرى ، طرسوس شهرى بزرگ است ، دو بارو از سنگ دارد ، مردمش سواركار و جنگجو هستند . شهر بسيار آبادان است . از طرسوس تا مرز روم كوههاى صعبالعبور فراوان است . گويند ، در طرسوس چندين هزار سوار باشد . يكى از دروازههاى طرسوس شهر قلميه است كه از شهرهاى روميان بوده . « 6 » عدهاى هم گفتهاند كه شهر طرسوس دو بارو داشته كه در هر بارو پنج
--> ( 1 ) . معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 132 - 133 و تقويم البلدان ؛ ص 271 . ( 2 ) . فتوح البلدان ؛ ص 245 . ( 3 ) . همان ؛ ص 246 . ( 4 ) . فتوح البلدان ؛ ص 420 . ( 5 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 76 و كتاب الخراج ؛ ص 106 . ( 6 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 66 و 72 .