حسين قرچانلو
326
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
ملطيه ده فرسخ راه است . « 1 » اين شهر در نيمهء اول قرن چهارم هجرى قمرى حصار كوچكى بوده است . كشت آن به آب باران بوده و منبر و مسجد جامع داشته است . « 2 » در سال 303 روميان بر ثغور جزيره حمله و حصن منصور را غارت كردند . « 3 » مقدسى درباره حصن منصور فقط همينقدر اشاره كرده كه در مرز واقع است . « 4 » به نوشتهء ادريسى ميان سميساط و ملطيه شهر كوچكى است كه حصن منصور نام دارد و آن دژ خوب و مشهورى است و داراى روستاها و آباديهاست . در آنجا نعمت فراوان است . « 5 » ياقوت مىگويد : حصن منصور از نواحى ديار مضر و در مغرب فرات نزديك سميساط واقع است . بر گرد شهر ديوار و خندق است . باروى آن سه دروازه دارد ، در ميان شهر دژى است كه به گرد آن دو ديوار است . « 6 » بعد از قرن هشتم قمرى ، حصن منصور به اديمان معروف شد و روميان ( عثمانيها ) در آن زمان آن را پرها مىگفتند . « 7 » بهسنا . در مغرب حصن منصور دژى به نام بهسنا ، كه در تواريخ صليبى به نام بهسدن ضبط شده ، قرار داشت . پيرامون آن را ناحيه « كيسوم » مىگفتند . اين دژ در زمين هموارى بالاى رود ازرق واقع بود و رود فرات در كنارهء جنوبى آن جارى بود . « 8 » قلعه بهسنا بزرگ و استوار و در اطرافش حومهاى وسيع بود كه گروهى از مسلمانان و ارامنه در آنجا زندگى مىكردند ( اين جمعيت و آبادى به قبل از حملهء مغول بازمىگردد ) . شهر بهسنا پرخير و داراى منبر بود . . . اطرافش نهرها و بوستانها بود و به سرزمين ارمينيه ( ارمنستان ) محدود مىشد . عز الدين مسعود بن قليج ارسلان بن سليمان بن قتلمش ، در سال 545 بهسنا را كه در اين زمان از شهرهاى ارمنستان بود ، فتح كرد و پيوسته در دست او و نايبانش بود ؛ در سال 550 به تصرف نور الدين محمود زنگى درآمد ؛ پس از او قليج ارسلان بن عز الدين مسعود آنجا را تصرف كرد و پيوسته تا سال 568 در اختيار او بود تا
--> ( 1 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 73 و كتاب الخراج ؛ ص 77 . ( 2 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 65 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 2 ، ص 596 . ( 4 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 40 . ( 5 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 651 . ( 6 ) . معجم البلدان ؛ ج 2 ، ص 265 . ( 7 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 131 . ( 8 ) . همان ؛ ص 132 .