حسين قرچانلو

314

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

باروى شهر از سنگ سياهى ( از نوع سنگ آسياب ) است و شهر را به لحاظ سياهى باروى آن ، قره آمد ، خوانده‌اند . در آن سرزمين نظير سنگهايى كه در باروى شهر به كار رفته وجود ندارد . « 1 » در نيمهء دوم قرن چهارم مقدسى مىنويسد : شهرى زيبا و شگفت‌انگيز است و ساختمانهايى مانند ساختمانهاى شهر انطاكيه دارد . داراى دو بارو است و ميان دو بارو فاصله است . خانه‌هاى شهر نيز پايه‌هاى سنگى دارد . چشمه‌هاى آب در داخل شهرند . مسجد جامع در ميان شهر واقع است ، شهر پنج دروازه به نامهاى دروازهء آب ، كوه ، روم ، تپه و انس كه كوچك است ، دارد . بخشى از كهن دژ شهر بر بالاى كوه مشرف به شهر است . من ( مقدسى ) امروز در ميان شهرهاى اسلام ، شهرى مستحكمتر و مرزى استوارتر از شهر آمد نمىشناسم . « 2 » در سال 438 هجرى قمرى ناصر خسرو در سفر حج از آمد عبور كرده و در وصف آن مىنويسد : بنياد شهر آمد بر سنگى يكپارچه نهاده شده و درازا و پهناى شهر . . . دو هزار گام است . گرد آن ديوارى است از سنگ سياه با خشتهاى بريده از صد منى تا يك هزار منى . . . كه به يكديگر پيوسته است كه هيچ گل و گچ در ميان آن نيست . . . ديوارش بيست ارش ارتفاع دارد و پهناى ديوار آن نيز ده ارش است به هر صد گز بر روى ديوار برجى ساخته كه نيمهء دايرهء آن هشتاد گز باشد و بر سر هر برجى جنگ‌گاهى ساخته‌اند . بارو چهار دروازه دارد كه از آهن و چوب است . شهر داراى دو بارو است ؛ چنان كه از دروازه‌هاى باروى اوّل به داخل روند ، مقدارى از راه را بايد در فصيل ( خندق ) ميان دو بارو بروند تا به دروازه‌هاى باروى دوم رسند و فراخى فصيل ميان دو بارو ، پانزده گز است . ناصر خسرو اضافه مىكند كه در شهرها و قلعه‌هاى بلاد عرب و عجم و هند و ترك ، قلعه‌اى مانند قلعهء آمد نديدم و مسجد جامع شهر نيز از سنگ سياه است و در ميان جامع دويست و اندى ستون سنگى است و هر ستون يك پاره‌سنگ است كه بر آنها طاق زده‌اند . . . و همهء بامهاى اين مسجد به خرپشته پوشيده شده و از داخل ، طاقها منقوش و مدهون شده است و در وسط مسجد حوضى سنگين و مدور و

--> ( 1 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 201 . ( 2 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 197 .