حسين قرچانلو
26
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
مىدانسته ، بلكه براى شخص خليفه نيز هنگام سفر يا لشكركشى ضرورى مىشمرده است . « 1 » آثار جغرافيايى كه در قرنهاى سوم و چهارم هجرى قمرى تأليف شده است به دو دستهء اصلى تقسيم مىشود : الف ) آثار جغرافيايى مكتب عراقى . « 2 » اين آثار جغرافياى تمام عالم را در بر دارد ، ولى جغرافياى كشورهاى اسلامى را با تفصيل بيشترى مطرح كرده است . نويسندگان اين آثار سعى كردهاند اطلاعات دنيوى و غير دينى را كه در كتابهاى جغرافيايى اسلامى يافت نمىشود ، گرد آورند . به همين دليل اين دسته از تأليفات را « ادبيات دنيوى جغرافيايى آن عصر » ناميدهاند . جغرافيادانانى كه در اين زمينه كتابهايى نوشتهاند ، به امكنه و شبكه راههاى عمومى ميان قسمتهاى مختلف جهان اسلام ( خصوصا دوران عباسيان ) توجه داشتهاند و اطلاعاتى هم از جغرافياى رياضى ، نجومى ، طبيعى ، انسانى و اقتصادى به آنها ضميمه كردهاند . ابن خرداذبه ، يعقوبى ، ابن فقيه ، قدامه و مسعودى از برگزيدگان اين گروه از جغرافيادانان هستند . جغرافيادانان اين مكتب دو گروه هستند : 1 ) گروهى كه بيان مطالب و تأليف كتابهاى خود را بر مبناى چهار جهت شمال ، جنوب ، مشرق و مغرب قرار داده و بغداد را مركز جهان به شمار آوردهاند ، مانند يعقوبى ( م . 282 ) مؤلف البلدان ، 2 ) گروهى كه فصلبندى كتابهاى خود را بر مبناى اقليمها قرار داده و غالبا مكه را مركز جهان شمردهاند ، مانند ابن رسته ( م . 290 ) مؤلف الاعلاق النفيسه . ب ) آثار جغرافيايى مكتب بلخى . نويسندگان اين آثار در روش نگارش از ابو زيد بلخى ( م . 322 ) پيروى كردهاند و فقط به گزارش سرزمينهاى اسلامى پرداخته و هر ناحيه يا ايالت از آن را اقليم جداگانهاى دانستهاند و جز در مورد نواحى مرزى كمتر به بحث دربارهء جغرافياى سرزمينهاى غير اسلامى پرداختهاند . « 3 » اصطخرى ، ابن حوقل و مقدسى از برگزيدگان اين گروه هستند .
--> ( 1 ) . علم جغرافيا و تطورات آن در جهان اسلام ؛ ص 97 . ( 2 ) . چون در آن زمان عراق مركز تعليم و تعلّم جغرافيا بود و بسيارى از علماى جغرافيا از آنجا برخاسته بودند ، آثار اين دسته از جغرافيادانان را آثار جغرافيايى مكتب عراقى مىنامند . ( 3 ) . همان ؛ ص 97 .