حسين قرچانلو
284
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
بلكه قديمتر است . « 1 » بلاذرى مىنويسد : هنگامى كه خالد بن وليد در سال دوازده هجرى قمرى به بصره آمد و عزم رفتن به كوفه كرد سويد بن قحطبه را در جنگ با مردم ابلّه يارى داد . « 2 » ابن خرداذبه از ابلّه نام برده و از گفتهء او چنين برمىآيد كه در زمان او ابلّه هنوز عنوان بندرى تجارى را در كنار شط العرب داشته است . او مىنويسد : . . . از بغداد با كشتى از راه دجله به ابلّه مىرسند و از آنجا به سوى عمان و سند و هند و چين حركت مىكنند . « 3 » اصطخرى در وصف ابلّه مىنويسد : شهرى كوچك است ليكن نعمت فراوان دارد و آبادان است . . . ابلّه هورى بزرگ دارد كه بيم غرق كشتيها در آن مىرود و آن را هور ابلّه خوانند . « 4 » صاحب حدود العالم مىنويسد : از ابلّه دستار و عمّامه بلّى خيزد . « 5 » به نوشتهء مقدسى ، ابلّه بر كنار دجله و در دهانهء نهر بصره در سمت شمال آن قرار دارد . مسجد جامع شهر در قسمت بالاى آن آباد و بزرگ است و شهر از بصره جمعوجورتر و مرفّهتر است ، در ابلّه از كتان ، پارچهاى چون قصب مىبافند . « 6 » ناصر خسرو قباديانى كه نيم قرن بعد از مقدسى ، ابلّه را ديده در وصف آن مىنويسد : آن را شهرى آبادان ديدم با قصرها و بازارها و مساجد و اربطه ( رباطها ) كه حدّ و وصف نتوان كرد . اصل شهر بر جانب شمال رود بود و در جانب جنوب رود ، محلهها و مساجد و رباطها و بازارها و بناهاى عظيم بود ، چنان كه از آن نزهتر در عالم نباشد و آن را شقّ عثمان مىگويند . شط بزرگ آن ، فرات و دجله است و آن را شط العرب گويند . « 7 » در زمان قديم گردابى خطرناك در جايى كه نهر ابلّه به دجله مىريخت وجود داشت كه غالب كشتيها در آنجا غرق مىشدند . به گفتهء ابن حوقل يكى از زنان عباسيان ( بعضى مىگويند ، زبيده بوده است ) آن خطر را از كشتيها بدينگونه دور ساخت كه چند كشتى را از سنگ پر كرد ، در آن گرداب فرو ريخت و گرداب انباشته شد و خطر رفع گرديد . « 8 » در نيمهء دوّم
--> ( 1 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 51 . ( 2 ) . فتوح البلدان ؛ ص 477 . ( 3 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 129 . ( 4 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 83 . ( 5 ) . حدود العالم ؛ ص 152 . ( 6 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 163 و 178 . ( 7 ) . سفرنامهء ناصر خسرو ؛ ص 133 . ( 8 ) . صورة الارض ؛ جزء اوّل ، ص 213 و سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 52 .