حسين قرچانلو

231

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

ساحل جنوبى خليج فارس از بصره تا عمان اطلاق مىشده است و معلوم نيست كه وجه تسميهء اين سرزمين به بحرين چيست . مىدانيم كه بحرين يعنى محلى كه دو دريا آن را دربر گرفته باشد ؛ در حالى كه موقعيت اين سرزمين چنين نيست . شايد دليل آن وجود دريا از يك طرف و صحراهاى انباشته از شن از طرف ديگر باشد كه مانند دريايى آن را فراگرفته است . ضمنا بايد گفت كه بحرين و احساء جزئى از منطقهء عروض يا ريگزار بزرگ جنوب شرقى عربستان هستند . سرزمين بحرين از سمت شمال و مغرب و جنوب به صحراهاى بىآب و علف و ريگزارهاى شبه‌جزيرهء عرب محدود است . . . و راههاى كاروانى صعب‌العبورى آن را به مدينه ، حجاز ، يمن و عمان مربوط مىكرده است . وسعت حوزهء خشكى كه بحرين بر آن اطلاق مىشده است ، با ميزان نفوذ و غلبهء قبايل و اقوامى كه در آن مىزيسته‌اند ، ارتباط داشت و گاهى شامل كليهء صحراها و واحه‌هايى مىشد كه پيرامون آن پراكنده بوده است . در تشكيلات ادارى دورهء ساسانى اين ناحيه را به چند ولايت يا حكومت‌نشين به نامهاى « هگر » يا « هجر » و « بتن اردشير » يا « خط » و « ميشماهيگ » يا « اوال » ، كه امروز بحرين خوانده مىشود ، تقسيم كرده بودند كه هر يك از آنها مستقيما با تشكيلات مركزى جنوب غربى كشور ساسانيان ارتباط داشته است . « 1 » به نوشته طبرى ، اردشير ( بابكان ) از گور به بحرين رفت و پادشاه آن « سنتروگ » « 2 » را در حصار گرفت ؛ چندانكه ناگزير شد خود را از باروى شهر به زير اندازد تا كشته شود . . . سپس اردشير به مداين بازگشت . « 3 » اردشير بعدها بتن اردشير را ، كه يكى از شهرهاى منطقهء بحرين است ، ساخت . چون اردشير بناى بارهء آن را بر اجساد مردم آنجا كه بر ضد او شورش كرده بودند ، نهاد آن شهر را بتن اردشير ناميدند . « 4 » به نوشتهء دينورى اين شهر را « فوران اردشير » هم مىگفتند . « 5 » عده‌اى گفته‌اند كه اردشير شهر خط را در بحرين بنيان نهاد . « 6 » نولد كه معتقد است كه خط قسمت ساحلى بحرين است و شهرهاى

--> ( 1 ) . جغرافياى تاريخى ايران باستان ؛ ص 615 . ( 2 ) . سنطروق يا ساسيرون . ( 3 ) . تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ؛ ص 48 . ( 4 ) . تاريخ سنى ملوك الارض و الانبياء ؛ ص 44 . ( 5 ) . اخبار الطوال ؛ ص 145 . ( 6 ) . تاريخ ايرانيان و عربها . . . ؛ ص 48 .