حسين قرچانلو
118
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
جغرافيا را در يونان معمول ساخت . ويژگى نقشهء هكاتوس چنين بود : تقسيم جهان به دو بخش اروپا و آسيا ؛ محسوب شدن سرزمين ليبى جزء آسيا ؛ دايرهاى بودن زمين كه از هر سو آب آن را فرا گرفته است ؛ تقسيم زمين به دو نيمه به وسيله درياى مديترانه ، سياه و خزر كه نيمهء بالا شامل اروپا و نيمهء پايين شامل آسيا و افريقا بوده است . ترسيم نقشه در يونان به زمان اراتوستنس ( اواخر قرن سوم پيش از ميلاد ) برمىگردد . وى كتابى درباره جغرافيا نوشت و در آن يك نقشهء جغرافيايى به شكل مستطيل ترسيم كرد كه حاوى قارههاى شناخته شده و اطلاعاتى نزديك به واقع بود . بعد از اراتوستنس ، بطلميوس قلوذى در اواسط قرن دوم ميلادى قواعد دانش جغرافيا را پىريزى كرد و كتاب مشهور خود موسوم به كتاب الجغرافيا را نوشت . در اين كتاب حدود 26 نقشه از سرزمينهاى مختلف و يك نقشه كه دربرگيرندهء همه آنها بود ، رسم كرد . « 1 » بعد از بطلميوس ترسيم نقشههاى جغرافيايى تا مدتى به تعويق افتاد . با ظهور اسلام به لحاظ مقتضيات سياسى و ادارى دنياى رو به گسترش اسلام به نقشه و نقشهنگارى توجه ويژهاى مبذول شد . بدينترتيب در قرن دوم نقشهاى از ديلم براى حجاج بن يوسف ( م . 95 ) تهيه شد . « 2 » برخى گفتهاند : در زمان خلافت منصور عباسى ( حك . 136 - 158 ) نقشهاى از باتلاقهاى بصره ( بطيحه ) وجود داشته است . « 3 » نخستين نقشههاى عالم به زبان عربى ، كه حاوى بعضى جزئيات نيز بوده است ، مربوط به اوايل قرن سوم هجرى قمرى است . اين امر براى مسلمانان از طريق آشنايى با آثار نجومى و جغرافيايى يونان ، هند و ايران ممكن گرديد و از اين زمان تا قرن يازدهم ميلادى نقشهنگارى به صورت علمى انجام مىشد و چندين مرحلهء تكوينى را پشت سر گذاشت . منجمان و جغرافيادانان مسلمان براساس سنّتهاى گوناگون به رسم نقشههاى جهانى ، منطقهاى و دريايى پرداختند تا سرانجام تكنيكهاى نو جايگزين روشهاى قديمى ايشان شد . « 4 » با وجود پيشرفت علم بعضى از روايات در انديشهء جغرافيايى مسلمانان و در ترسيم نقشههاى
--> ( 1 ) . همان ؛ ص 112 - 114 و 117 . ( 2 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 71 . ( 3 ) . « نقشهء جغرافيايى » ، تاريخچه جغرافيا در تمدن اسلامى ؛ ص 71 . ( 4 ) . همان ؛ ص 72 .