حسين قرچانلو
6
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
3 . جغرافياى زيستى دربارهء پراكندگى گياهان و جانوران روى زمين گفتگو مىكند و به تعبير ديگر رابطهء موجودات زنده با محيط طبيعى آنها را نشان مىدهد . اين علم به دو شاخهء اصلى ، جغرافياى گياهى و جغرافياى انسانى و جانورى تقسيم مىشود . 4 . جغرافياى انسانى پراكندگى جوامع انسانى را با توجه به شرايط جغرافيايى محيط زيست آنها بررسى مىكند . بعضى از جغرافيادانان ، به جاى جغرافياى انسانى ، عنوان جغرافياى اجتماعى را به كار مىبرند ، اما به نظر برخى ديگر نمىتوان جغرافياى اجتماعى را معادل جغرافياى انسانى دانست ؛ چون جغرافياى اجتماعى آن قسمت از جغرافياى انسانى است كه از اجتماع ساكنان شهرى و روستايى و فعاليتهاى اجتماعى آنان ، جدا از فعاليتهاى اقتصادى و سياسى ، بحث مىكند . « 1 » 5 . جغرافياى اقتصادى دربارهء توليد ، پخش و مصرف فرآوردههاى گوناگون كشاورزى و دامى بحث مىكند و به تعبير ديگر همان جغرافياى بازرگانى است . 6 . جغرافياى سياسى از حدود جغرافيايى كشورها و همچنين روابط داخلى و بين المللى و تشكيلات ادارى و اجتماعى آنها گفتگو مىكند . در جغرافياى سياسى دربارهء زمين از لحاظ حكومت انسان بر آن ، و توزيع جوامع بشرى بحث مىشود . رشتهء ژئوپولتيك « 2 » در قرن بيستم از آن منشعب شده است . 7 . جغرافياى گياهى دربارهء توزيع جغرافيايى گياهان بر سطح زمين و رابطهء آنها با محيط خود و نيز دربارهء نحوه بررسى استفاده از گياهان به عنوان معرفهايى كه تغييرات شيميايى آب و وجود آب در لايههاى زير زمين را تعيين مىكند ، بحث مىكند . 8 . جغرافياى حيوانى ( جغرافياى وحش ) دربارهء پراكندگى جغرافيايى جانوران وحشى در سطح زمين بحث و گفتگو مىكند . اين نوع از جغرافيا و بعضى ديگر از مباحث جغرافيا با بومشناسى رابطهاى نزديك دارند .
--> ( 1 ) . فلسفهء جغرافيا ؛ ص 34 . ( 2 ) . geopolitic