حسين قرچانلو

105

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

شاخه‌هاى دريا در ميان خليج فارس و درياى چين آشنا شدند و اين مجموعه را به هفت دريا تقسيم كردند و هر يك را نامى خاص گذاشتند و از عدن به افريقاى شرقى شراع كشيدند ( بادبان برافراشتند ) و تا نقطه‌اى در جنوب مانند سفاله پيش رفتند . آنان آزادانه در بحر احمر ( درياى سرخ ) ، بحر الروم ( مديترانه ) ، درياى سياه ، درياى خزر و همچنين رودهاى نيل و سند كشتيرانى مىكردند . هرچند كشتيهاى اعراب در مقايسه با كشتيهاى چينى كوچك بود و در اقيانوس هند خطر مواجه شدن با والهاى بزرگ آنها را تهديد مىكرد ، با شجاعت و شكيبايى به مسافرتهاى دريايى دور و دراز و پرخطر تن درمىدادند و از نقشه‌هاى دريايى ( رهمانىها و دفاتر ) استفاده مىكردند . با توسعه دريانوردى تجارت نيز گسترش يافت . اعراب و مسلمانان با قدرت سياسى خاصى كه در خاورميانه داشتند و با رونق اقتصادىاى كه در سرزمين خويش براى ايشان فراهم آمد ، در مشرق‌زمين از لحاظ بازرگانى اهميت فراوانى به دست آوردند و نه تنها دامنهء بازرگانى ايشان توسعه يافت ، بلكه روزبه‌روز بر حجم و كميّت آن نيز افزوده شد . آنان با قبايل بومى جزاير آندامان و نيكوبار دادوستد ، حتى به صورت پاياپاى ، مىكردند ؛ در صورتى كه زبان يكديگر را به هيچ‌وجه نمىفهميدند . « 1 » از اواخر قرن سوم ق / نهم م ، تجارت با چين رو به كاهش گذاشت ؛ زيرا همزمان با شورش نيروهاى هوانگ چائو در سال 265 ق / 878 م و محاصره بندر كانتون گروه بسيارى از بازرگانان خارجى ( بيگانه ) در چين قتل عام شدند . « 2 » پس از آن ، كشتيهاى مسلمانان در مشرق از كله ( كالا ) كه بندرى در شبه جزيرهء مالزى بود و اكنون از بين رفته است ، پيشتر نمىرفت . انگيزه اصلى اعراب و مسلمانان براى اكتشاف سرزمينهاى تازه بازرگانى بود و بندرت ذوق اكتشاف جغرافيايى ، آنان را به اين كار وامىداشت . هرچند داستانهايى از ماجراجويى و جهان‌پويى مسلمانان در اوايل ثبت شده ، بيشتر آنها افسانه‌هاى شگفت‌انگيز و ساختگى است . روى هم رفته بايد گفت كه در اين دوره اعراب مسلمان براى تكميل معلومات

--> ( 1 ) . علم جغرافيا و تطورات آن در جهان اسلام ؛ ص 105 و 106 . ( 2 ) . دريانوردى عرب در درياى هند ؛ ص 105 .