حسين قرچانلو
94
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
است . « 1 » در شرق اسلامى مسلمانان سفرهاى اكتشافى و بازرگانى - بخصوص سفر به هند و ارخبيل مالايا و چين - را براساس ترتيباتى كه از دوران ساسانيان در ناحيهء جنوبى عراق و سواحل خليج فارس رسم بود ، دنبال كردند . دينورى نقل مىكند كه در ايام خلافت عمر وقتى مسلمانان بندر ابلّه ( در نزديكى بندر بصره ) را فتح كردند كشتيهاى چينى در آنجا بودند . « 2 » كاملا روشن است كه ايرانيان حتى در دوران تسلط اعراب در كار دريانوردى از ديگران جسورتر بودند . گفته شده است كه مستعمرهء عربى و ايرانى در بندر كانتون چين آنچنان نيرومند بود كه در سال 141 ق / 758 م توانست شهر كانتون را تصرف و غارت كند و از راه دريا آنجا را ترك نمايد . در سالهاى اخير لويسكى « 3 » دانشمند لهستانى ، شواهدى به دست آورده است مبنى بر اينكه در آن روزگار بعضى از مسلمانان به چين رفتوآمد داشتهاند . در كتابى از ابو سفيان محبوب عبدى ( متوفاى نيمهء اوّل قرن سوم قمرى ) نقل شده است كه يكى از مشايخ فرقهء اباضيه - كه از خوارج محسوب مىشوند - به نام ابو عبيده عبد الله بن قاسم كه از علماى بزرگ و تاجر معروفى بود و به كار دادوستد مرّ ( درختچهاى از تيره سماقيان ) اشتغال داشت ، براى تجارت به چين رفته است . تاريخ سفر او دقيقا معلوم نيست ؛ ولى بهطور يقين پيش از غارت بندر كانتون به سال 141 قمرى بوده است . تاجر ديگرى از اين فرقه به نام نضر بن ميمون ظاهرا در حدود اواخر قرن دوم و اوايل قرن سوم از بصره به چين رفته ، ولى هيچگونه تفصيلى از سفر او به دست نيامده است . بههرحال سفر اين تاجران راه را براى سليمان تاجر و ابن وهب تاجر هموار كرد . شرح سفر آنان در روايت ابو زيد حسن سيرافى كه در قرن چهارم تأليف شده ، آمده است . « 4 » ابن رسته دربارهء هند مطالبى از ابو عبد الله محمد بن اسحاق به اين شرح روايت مىكند : « ابو عبد الله محمد . . . گويد ؛ عموم پادشاهان زنا را مباح مىدانستند ، مگر پادشاه
--> ( 1 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 135 . ( 2 ) . اخبار الطوال ؛ ص 149 . ( 3 ) . Lewicki ( 4 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 154 و 155 .